بخش ۵۹ - حکایت
هوش مصنوعی: در این داستان، مرد نادانی در بیابان از شتری مست فرار میکند و به چاهی پناه میبرد. اما در چاه اژدهایی را میبیند و به خطرات دیگر از جمله دو موش که بیخ خارها را میبرند، پی میبرد. در نهایت، به جای فرار از وضعیت خطرناک، به ترنجبینی ناچیز پناه میبرد که نماد لذات دنیوی است. پیام داستان این است که این زندگی (چاه) پر از خطرات و تهدیدهاست و مرد باید از لذات زودگذر و شهوتها دوری کند؛ زیرا اینها او را به حسی ناپسند و خطرناکی میکشاند.
آن شنیدی که در ولایت شامرفته بودند اشتران به چرام
هوش مصنوعی: در مورد خبری صحبت میشود که در سرزمین شام، شترها به چرای علف رفته بودند.
شتر مست در بیابانیکرد قصد هلاک نادانی
هوش مصنوعی: شتر مستی در دشت بیابان به سمت نابودی و خرابی جاهلانهای میرود.
مرد نادان ز پیش اشتر جَستاز پیَش میدوید اشتر مست
هوش مصنوعی: مرد جاهل از جلوی شتر فرار کرد و به دنبال او میدوید، در حالی که شتر مست و سرحال بود.
مرد در راه خویش چاهی دیدخویشتن را در آن پناهی دید
هوش مصنوعی: مردی در مسیر خود چاهی را مشاهده کرد و در آن آرامشی برای خود پیدا کرد.
شتر آمد به نزد چه ناگاهمرد بفگند خویش را در چاه
هوش مصنوعی: یک شتر به سمت کسی آمد و ناگهان مرد، خود را در چاه انداخت.
دستها را به خار زد چون وردپایها نیز در شکافی کرد
هوش مصنوعی: دستها به خارها برخورد کرد و پاها نیز در شکافی فرو رفت.
در ته چه چو بنگرید جواناژدها دید باز کرده دهان
هوش مصنوعی: وقتی جوان به ته حفره نگاه میکند، موجودی به شکل اژدها را میبیند که دهانش را باز کرده است.
دید از بعد محنت بسیارزیر هر پاش خفته جفتی مار
هوش مصنوعی: پس از تحمل درد و رنج بسیار، در زیر هر قدمی که برمیداری، جفتی مار خفته است.
دید یک جفت موش بر سر چاهآن سپید و دگر چو قیر سیاه
هوش مصنوعی: دو موش در کنار چاه دیده میشوند، یکی از آنها سفید و دیگری سیاه مانند قیر است.
میبریدند بیخ خاربنانتا درافتد به چاه مرد جوان
هوش مصنوعی: آنها ریشههای درخت خاربن را قطع میکردند تا مرد جوان به چاه بیفتد.
مرد نادان چو دید حالت بدگفت یارب چه حالتست این خود
هوش مصنوعی: مرد نادان وقتی وضعیت بدی را مشاهده کرد، به خدا گفت: ای کاش معلوم میشود که این چه وضعیتی است!
در دَمِ اژدها مکان سازمیا به دندان مار بگدازم
هوش مصنوعی: در آستانه خطر و تهدید باید انتخاب کنم که آیا در برابر اژدها پناه ببرم یا اینکه به دندان مار بیفتیم و دچار خطر شوم.
از همه بدتر این که شد کین خواهشتر مست نیز بر سرِ چاه
هوش مصنوعی: بدترین چیز این است که حالا دشمن شتر مست، هم کارش به چاه کشیده شده است.
آخرالامر تن به حکم نهادایزدش از کرم دری بگشاد
هوش مصنوعی: در نهایت، او تسلیم فرمان خدا شد و به لطف او، درهای رحمت به رویش گشوده شد.
دید در گوشهای خار نحیفاندکی زان ترنجبین لطیف
هوش مصنوعی: در گوشهای، خار نازکی دیدم که مقداری از ترنجبین نرم و لطیف را بر سر داشت.
اندکی زان ترنجبین برکندکرد پاکیزه در دهان افگند
هوش مصنوعی: کمی از شیرینی که به شکل ترنجبین است برداشت کرده و آن را به طور خالص در دهان میگذارد.
لذّت آن بکرد مدهوششمگر آن خوف شد فراموشش
هوش مصنوعی: فقط زمانی که ترس او فراموش شد، توانست از لذت آن کار سرمست و مدهوش شود.
تویی آن مرد و چاهت این دنییچار طبعت بسان این افعی
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که در این دنیا چالشی همچون چاه داری و طبیعتت مانند افعی است.
آن دو موش سیه سفید دژمکه بُرد بیخ خار بُن در دم
هوش مصنوعی: دو موش سیاه و سفید، ناامید و غمگین، که ریشه خار را در دم خود میبرند.
شب و روزست آن سپید و سیاهبیخ عمر تو میکنند تباه
هوش مصنوعی: روز و شب به مانند دو رنگ سفید و سیاه، در حال گذراندن عمر تو هستند و آن را به هدر میدهند.
اژدهایی که هست بر سرِ چاهگور تنگست زان نهای آگاه
هوش مصنوعی: اژدهایی بر فراز چاه گور وجود دارد که به هیچ وجه از آن مطلع نیستی.
بر سرِ چاه نیز اشتر مستاجل است ای ضعیف کوته دست
هوش مصنوعی: بر لب چاه، حیوانی که از مستی بیخبر است، در واقع در معرض خطر مرگ قرار دارد. ای ناتوان و بیچاره، این وضعیت را درک کن.
خاربُن عمر تست یعنی زیستمیندانی ترنجبین تو چیست
هوش مصنوعی: زندگی تو همانند خارانی است که نمیدانی چیست و چه معنایی دارد، مانند شیرینی ترنجبین که از آن خبر نداری.
شهوتست آن ترنجبین ای مردکه ترا از دو کَون غافل کرد
هوش مصنوعی: ای مرد، شهوت همچون عسل شیرین است که تو را از دنیا و کارهای آن غافل کرده است.