بخش ۲۷ - التمثّل فی ریا الحّب
هوش مصنوعی: عمر بن خطاب در دیدار با گروهی از مردم در محراب، از آنها سؤال میکند که چه احوالی دارند. مردم پاسخ میدهند که همگی رفیق و برادر یکدیگرند و در یک راه حرکت میکنند. اما عمر به آنان میگوید که اگر واقعاً برادرند، چرا کیسهها و داراییهای خود را به یکدیگر نمیدهند و از مال یکدیگر بهرهمند نمیشوند. او به آنها هشدار میدهد که این صحبتها واقعی نیست و تنها در دل برادرند. عمر نتیجه میگیرد که برادری واقعی وقتی است که در مشکلات و داراییها یکدیگر را حمایت کنند و به هم کمک کنند. او بیان میکند که در گذشته، دوستان از غم یکدیگر نگران بودند، اما اکنون هر کسی فقط به فکر نان و تامین معیشت خود است و این مسأله ای به شدت آنان را به هراس انداخته است.
آن شنیدی که عُمّر خطابدید قومی نشسته در محراب
هوش مصنوعی: داستانی را شنیدی که عمر، خلیفه مسلمانان، گروهی را در حال نماز خواندن در محراب مشاهده کرد.
کرد از آن قوم میر عدل سؤالکه کدامید چیستتان احوال
هوش مصنوعی: آن میرزایی که عادل است از آن قوم سؤال کرد که شما چه کسانی هستید و وضعیتتان چگونه است؟
جمله گفتند ما رفیقانیمهمه یک راه و یک طریقانیم
هوش مصنوعی: همه ما دوستانی هستیم که در یک مسیر و هدف مشترک حرکت میکنیم.
یکدگر را برادران شدهایمیک دل و جان و یک زبان شدهایم
هوش مصنوعی: ما به مانند برادرانی شدهایم که با هم یک دل و جان هستیم و زبان مشترکی داریم.
گفت عُمّر که بیحضور دگرکیسهٔ یکدگر کنید نظر
هوش مصنوعی: اگر عمر را بیحضور دیگری بگذرانید، چگونه میتوانید به کیسهی خودتان نگاه کنید و چیزی را برای دیگری ذخیره کنید؟
سیم یکدیگران به خرج کنیدیا به حکم حساب درج کنید
هوش مصنوعی: سعی کنید هزینههای دیگران را برای خود خرج کنید یا بهطور رسمی در حسابها ثبت کنید.
همه گفتند زانِ خویش خوریموز زر و سیم یار بیخبریم
هوش مصنوعی: همه میگویند از اموال خود بهرهمند شویم و از طلا و نقره، شریک خود را بیخبر نگه داریم.
گفت عُمّر که کار محکم نیستوین سخن جمله را مسلم نیست
هوش مصنوعی: عمری که برای کارهای محکم و استوار صرف میشود، قابل اعتماد نیست و این حرف کلی هم قابل یقین نیست.
به دل آنگه برادران باشیدکه زر و سیم یار برپاشید
هوش مصنوعی: با دل و احساس برادران یکدیگر باشید، زمانی که طلا و نقره به عنوان همراه و دوست شما باشد.
هیچ ناید تغیّری پیدانبود غم جدا و کیسه جدا
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند تغییراتی را احساس کند؛ غم و کیسه هر کدام در جای خود هستند و از هم جدا هستند.
نه یکی را بُودَ ز مال افواجوان دگر کس به جبّهای محتاج
هوش مصنوعی: نه کسی از ثروت دیگری بهرهای دارد و نه کسی به لباس و ظاهر دیگران نیازمند است.
همه یکسان توانگر و درویشبه زر و سیم ناشده کم و بیش
هوش مصنوعی: همه انسانها به طور یکسان از نظر ثروت و دارایی ارزشمند نیستند، زیرا داراییهای مادی مانند طلا و نقره به تنهایی معیاری برای برابری ارزش افراد نیست.
پیش از این دوستان چنین بودندکز غم یکدگر نیاسودند
هوش مصنوعی: دوستان در گذشته به گونهای بودند که از درد و رنج یکدیگر آرامش نمیگرفتند و همواره نگران حال یکدیگر بودند.
جان یکی بودی ار بُدی تن دوحال بودی یکی و مسکن دو
هوش مصنوعی: اگر روح یکی باشد، حتی اگر بدنها متفاوت باشند، در حقیقت آنها هنوز یکی هستند و فقط در مکانهای مختلف زندگی میکنند.
این زمان دوستان نه زینسانندهمه از بیم نان هراسانند
هوش مصنوعی: در این زمان، دوستان اینطور نیستند که باید باشند و همه به خاطر ترس از کمبود نان و معیشت، نگران و مضطرب هستند.
هریکی را شده است یکتا نانمهتر از کوه قاف در میزان
هوش مصنوعی: هر کسی برای خود اندازهای دارد که برایش از هر کوهی با ارزشتر است.
همه نان کور و حجره زادانندریش خود میریند و شادانند
هوش مصنوعی: همه مردم در سختی و تلخی زندگی گرفتارند و در عین حال به شادی و سرخوشی میپردازند.