بخش ۱۱ - حکایت در عدل سلطان
هوش مصنوعی: روزی داستانی از پیرمردی نقل شده است که در زمان یک پادشاه عادل زندگی میکرد. این پادشاه به خاطر عدالت و انصافش مشهور بود. یک روز، پیرمرد به راهزنی برخورد که در حال سرقت بود و تعدادی از دزدان و بردگان را بسته بود. او از دزد پرسید چرا اینگونه میخندند و در بند هستند. دزد پاسخ داد که این لبخند از ناراحتی است؛ زیرا آنها ثروت را از راههای نادرست جمع کردهاند، و حالا در بندند. او همچنین افزود که با وجود اینکه خودشان عادلان هستند، اما به دلیل ظلمی که بر آنها رفته، دیگر نمیتوانند بر مشکلاتشان غلبه کنند. این داستان به ما یادآوری میکند که اگر کسی از عدالت خود، صرفنظر کند، ممکن است به ظلم دچار شود.
گفت روزی حکایتی پیریکه مرا بُد نشانهٔ تیری
هوش مصنوعی: روزی پیرمردی حکایتی را نقل میکرد که نشان از تجربه و wisdom او داشت.
کاندر آن روزگار شاهی بودعالم عدل را پناهی بود
هوش مصنوعی: در آن زمان، پادشاهی وجود داشت که پناهگاه و حمایتی برای عدالت بود.
داد و انصاف و عدل گستردیهرکسی بر ز بِرّ او خوردی
هوش مصنوعی: تو انصاف و عدالت را در میان مردم پخش کردی و هرکسی به اندازهی نیکیای که انجام داده، پاداش دریافت میکند.
گفت روزی به رهزنی در تاختدید در بند کرده کاله و ساخت
هوش مصنوعی: روزی شخصی را دید که در حال تاخت و تاز است و در دام خود کالایی را گرفتار کرده و به آن مشغول است.
بندیی چند دید بسته به بنددزد گریان و بندیان زان خند
هوش مصنوعی: چند نفر را دیدم که به زنجیر و بند گرفتار شدهاند، در حالی که دزد گریه میکند و آنها بهخاطر وضعیت خود لبخند میزنند.
زود نزدیک راهزن رفتشدُر تحقیق راهزن سفتش
هوش مصنوعی: به سرعت به سمت راهزن رفت و دُر تحقیق را که نشان دهندهی استحکام راهزن بود، برداشت.
گفتش این خنده و گرستن چیستواین چنین مال و بند بستهٔ کیست
هوش مصنوعی: او از شخصی میپرسد که این خنده و شادی تو از کجاست و این وابستگی و مشکلاتی که داری، مربوط به کیست؟
گفت ما راست این گرستن زارکه چنین نعمت از یمین و یسار
هوش مصنوعی: خیلی از اوقات ما در شرایط سخت و گرسنگی قرار میگیریم، در حالی که نعمتها و ثروتهای زیادی در اطراف ما وجود دارد.
گِرد کردند از حرام و حلالجمع کردند زرّ و کاله و مال
هوش مصنوعی: همه چیز را از حرام و حلال گردآوری کردند و ثروت و اموال را جمع کردند.
رخت بر باد گشته در بندندبرخود و عادلان همی خندند
هوش مصنوعی: لباس او بر باد رفته و او در تنگنا قرار دارد، اما عادلها همچنان به وضعیت او میخندند.
ظلم شد عدل و روز شد شب مازان همی نشنوند یاربِ ما
هوش مصنوعی: ظلم بر عدالت غلبه کرده و روز به شب تبدیل شده است و ما از این وضعیت شکایت داریم، ای پروردگار ما.
عادلانیم لیک با فن خویشبند برداشتیم از تن خویش
هوش مصنوعی: ما کارهای درستی انجام میدهیم، اما با مهارت خود، از جسم و بدن خود آزاد شدهایم.
هرکه او عدل خویش بگذاردظالمی را خدای بگمارد
هوش مصنوعی: هر کسی که از عدل و انصاف خود چشمپوشی کند، خداوند او را در زمره ظالمین قرار میدهد.
تا برآرد ز مال و جانش دمارظلم او را به ظلم سازد کار
هوش مصنوعی: او با تمام مال و جانش تلاش میکند تا ظلم و ستمی که بر او رفته را جبران کند و از این رو ظلم به او را در زندگی خود تحمل نمیکند.