بخش ۱۸ - فی معانی القاضی الجاهل الظالم
هوش مصنوعی: در این شعر، حکایت از یک درویش است که به قاضی مراجعه میکند و از شحنهای شکایت میکند که ناگهان او را با تیر زده است. قاضی که از این رفتار شحنه خشمگین است، به او میگوید که اگر شحنه را به حال خود بگذاری، ممکن است او همچنان باعث دردسر شود. درویش میپذیرد که حکمش را قبول کند و با قاضی دربارهی خشم شحنه و وضعیت خود صحبت میکند. در نهایت شاعر به قاضیان هرزه و بیاعتنا به حقوق مردم اشاره میکند و از آنها میخواهد که به درد و نیاز مردم گوش دهند.
آن شنیدی که در دهی پیریخورد ناگه ز شحنهای تیری
هوش مصنوعی: شنیدی که در یک ده پیرمردی ناگهان مورد اصابت تیر شحنهای قرار گرفت؟
رفت در پیش قاضی آن درویشگفت بنگر مرا چه آمد پیش
هوش مصنوعی: آن درویش به قاضی گفت: به من نگاه کن و ببین چه بر سرم آمده است.
شحنه سرمست بود در میدانتیری افکند و زد مرا بر جان
هوش مصنوعی: در میدان، سوار شادابی به یکباره تیر انداخت و مرا به شدت جراحت زد.
قاضی او را بگفت از سرِ خشمقلتبانا نگه نداری چشم
هوش مصنوعی: قاضی به او گفت: از روی خشم و غضب، او را به حال خود نگذار و به او بیتوجهی نکن.
تیر شحنه به خون بیالودیتا مرا درد سر بیفزودی
هوش مصنوعی: تیر شحنه به خون کسی نرسید و به همین خاطر دردی برای من بیشتر شد.
جفت گاوت به شحنهٔ ده دهوز چنین دردسر به نفس بجه
هوش مصنوعی: اگر مواظب و نگهبان خوبی برای گوسفندانت نباشی، ممکن است به زودی با مشکلات زیادی روبرو شوی.
تا دل شحنه بر تو گردد خوشورنه اندر زند به جانت آتش
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل نگهبان بر تو خوشحال شود، اگر نه، آتش سوزان در جانت خواهد بود.
گفت گشتم به حکم تو راضیچون بُوَد خشم شحنه و قاضی
هوش مصنوعی: گفت: به خواسته تو راضی شدهام، زیرا خشم و نارضایتی نگهبان و قاضی چه فایدهای دارد؟
ای ملک سیرت ملک سیماملک دنیا به تست درد و دوا
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبا و با سیرت، تمام زیباییها و خوشیهای دنیا در دستان توست و تو راه درمان و آرامش را نیز میشناسی.
زین چنین قاضیان هرزه درایخلق را گوش کن ز بهر خدا
هوش مصنوعی: به خاطر خدا، به این داوران بیاعتبار توجه نکن و به شنیدههای مردم دقت کن.