بخش ۴۰ - التمثّل فیالقناعة و ترک الحاجة
هوش مصنوعی: داستان درباره بقراط و دیدار او با پادشاهی است که در حال گذشتن از دشت برهنه و بیمار را میبیند. پادشاه از او سه حاجت میخواهد که شامل محو گناهان، جوان کردن او و طول عمر بیشتر است. بقراط توضیح میدهد که برخی از این خواستهها تنها از خداوند ممکن است. او به پادشاه میگوید که برتری باید از آن خدا باشد و انسانها همواره در ضعف و ناتوانی هستند. در نهایت، بقراط از خداوند خواستههای خود را میطلبد و به او توسل میکند.
بود بقراط را خُمی مسکنبودش آن خُم به جای پیراهن
هوش مصنوعی: بقراط که یکی از معروفترین پزشکان تاریخ است، در جایی زندگی میکرد که به جای لباس معمولیاش، یک خُم داشت. این نشاندهنده سادگی و شرایط خاص زندگی اوست.
روزی از اتفاق سرما یافتاز سوی خم به سوی دشت شتافت
هوش مصنوعی: روزی به دلیل سردی هوا، از یک نقطه خمیدگی به سمت دشت حرکت کرد.
پادشاه زمان برو بگذشتدیدش او را چنان برهنه به دشت
هوش مصنوعی: سلطان زمان از کنار آن شخصی که در دشت بود، گذشت و او را در حالی دید که به طور کامل برهنه است.
شد برِ او فراز و گفت ای تنکر بخواهی سبک سه حاجه ز من
هوش مصنوعی: او بر او بلند شد و گفت: ای تن بیحس، اگر میخواهی سبکبار شوی، سه چیز از من بخواه.
هر سه حالی روا کنم تو بخواهکه منم بر زمانه شاهنشاه
هوش مصنوعی: هر سه حالت را برای تو انجام میدهم، فقط کافی است که بخواهی، زیرا من در زمانه پادشاه هستم.
گفت بقراط حاجت اوّلعملم هست یک به یک به خلل
هوش مصنوعی: بقراط گفت که اولین نیاز من، انجام کارها به صورت مرحلهای و دقیق است، تا به هیچ اشتباهی دچار نشوم.
گنهم محو کن بیامرزمکز گرانی چو کوه البرزم
هوش مصنوعی: من را از گناه پاک کن تا بتوانم تو را دعا کنم، زیرا درد و سختیام به اندازه کوه البرز سنگین است.
گفت ویحک خدای بتواندمزد بدهد گناه بستاند
هوش مصنوعی: گفت: وای بر تو! خداوند میتواند پاداش دهد و گناه را ببخشد.
گفت برگوی حاجت دومینکه منم پادشاه روی زمین
هوش مصنوعی: بگو که نیاز دوم خود را مطرح کن، زیرا من پادشاه این سرزمین هستم.
گفت پیرم مرا جوان گردانعجز و ضعف از نهاد من بستان
هوش مصنوعی: پیر به من گفت که مرا جوان کن، ناتوانی و ضعف را از وجودم بگیر.
گفت این از خدای باید خواستاز من این خواستن نیاید راست
هوش مصنوعی: گفت باید از خدا خواسته شود، نه از من، چون من قادر به برآوردن این خواسته نیستم.
زود پیش آر حاجت سومیناز من این آرزو مخواه چنین
هوش مصنوعی: به زودی نیاز سومم را فراهم کن و این آرزو را از من نخواه.
گفت روزی من فزون گردانجانم از چنگ مرگ باز رهان
هوش مصنوعی: روزی به من گفتند که زندگیام را زیادتر کنم و از چنگال مرگ نجات پیدا کنم.
گفت این نیز کرد نتوانممَلِکم بر جهان نه یزدانم
هوش مصنوعی: گفت که این کار را هم نمیتوانم انجام دهم؛ من نه سلطان دنیا هستم و نه خدا.
گفت برتر شو از برِ خورشیدکه رطب خیره بار نارد بید
هوش مصنوعی: بهتر است خود را از تابش خورشید بالاتر ببری، زیرا میوه نارس درخت نارد بید خیره کننده است.
حاجت از کردگار خواهم منوز تو حالی بدو پناهم من
هوش مصنوعی: از خداوند خواستهام و به تو پناه میبرم تا از حال بد خودم نجات یابم.
تو چو من عاجزی و مجبوریوز بزرگی و برتری دوری
هوش مصنوعی: تو هم مثل من ناتوان و در تنگنا هستی و از مقام و برتری دوری.
برتری مر خدای را زیباستکه به ملکت همیشه بیهمتاست
هوش مصنوعی: برتری خداوند زیباست زیرا سلطنتی دارد که همیشه بینظیر و منحصر به فرد است.
یارب ای سیّدی به حق رسولدور گردان دل مرا ز فضول
هوش مصنوعی: ای پروردگار، ای سرور من، به حق پیامبر، دل مرا از چیزهای بیهوده و بی ارزش دور کن.
ای خداوند فرد بیهمتاجسم را همچو اسم بخش سنا
هوش مصنوعی: ای خداوند یکتا و بینظیر، بدن را همانند نامی دارای عظمت و شهرت قرار ده.