بخش ۴ - فی افتخار نفسه علی اهل عصره
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای شاعری و هنر مدح یک شاه میپردازد. شاعر از خطرات خود میگوید و اشاره میکند که با سرودن شعر، به مقام و بهای کلام نائل شده است. او به جستجوی حقیقت و معنا میپردازد و میگوید که مفاهیم عمیق نمیتوانند سریعاً آشکار شوند. شاعر بر این باور است که عقل و حکمت در خدمت یک شاه والا میباشند و بر لزوم خلوص در بیان و تفکر تأکید میکند. او از زیبایی و نعمتهای شهری که به سبب اداره توانمند شاه به وجود آمده است، سخن میگوید و آن را بهشت موعود مینامد. در نهایت، شاعر بر ارزش و اهمیت دانش و خرد در زندگی تأکید دارد و میگوید که بیاحترامی به این دانش به معنای نابودی است.
خطر من گهر پریشان کردتا که برخاست بانگ بردابرد
هوش مصنوعی: خطر باعث شد که گوهر من درهم و برهم شود تا اینکه صدای بلندی برخاست و همه را متوجه کرد.
در زمانه سخنسرای شدمتن گفتار را بهای شدم
هوش مصنوعی: در این زمانه، من به عنوان یک سخنران شناخته شدم و ارزش گفتارم افزایش یافته است.
لیک مدح کسی نگفتم منگوهر مدحت تو سفتم من
هوش مصنوعی: اما من هیچگاه درباره کسی ستایش نکردم، بلکه ارزش ستایش تو را بیان کردهام.
خدمت چون تو شاه شاه نژادجز فرومایهای نداد به باد
هوش مصنوعی: خدمت و وفاداری چون تو که از نسل شاهان هستی، به کسی دیگر نرسیده و فقط افراد پست و فرومایه به باد میروند.
حق عطا داد حکمت و هنرمکی عطا در خطا به کار برم
هوش مصنوعی: خداوند به من دانش و هنر بخشید، اما هرگز از آن برای کار نادرست استفاده نخواهم کرد.
حق چو آمد نمود باطل پشتروی دستت به از سرِ انگشت
هوش مصنوعی: وقتی حقیقت نمایان شود، باطل را بهتر است که دور بریزید، حتی اگر فقط در حد یک اشاره باشد.
دیدهها شب فراز باید کردروز شد چشم باز باید کرد
هوش مصنوعی: باید در شب چشمها را بست و با آمدن روز، وقت آن است که چشمها را باز کنیم و به واقعیتها نگاه کنیم.
گوهر اندر صدف نهفته بماندمدتی غنچه ناشکفته بماند
هوش مصنوعی: مروارید درون صدف مدتی پنهان میماند و گل هنوز شکفته نشده باقی میماند.
تا بدین عهد نامه اندر ذکرزانکه در پرده بود معنی بکر
هوش مصنوعی: در این عبارت به موضوعی اشاره شده که در ابتدا به صورت پنهان و غیرمستقیم بیان شده است. این موضوع که از آن سخن گفته میشود، معنایی تازه و بکر دارد که تا به حال به روشنی بیان نشده است. در واقع، سخن از موضوعاتی است که به دلیل حساسیت یا دلایل دیگر، به صورت مخفی باقی ماندهاند و حالا در این نوشته به آنها پرداخته میشود.
معنی بکر از آن سوی تو شتافتکه همی مرد جست و مرد نیافت
هوش مصنوعی: از آن سوی تو، معنای خالص و ناب به سرعت به سوی من آمد، زیرا انسانها در تلاش هستند ولی به حقیقت و معنا نمیرسند.
همچو پیلست کار بخرد راپیل یا شاه راست یا خود را
هوش مصنوعی: کار خردمند مانند پیکری بزرگ و قوی است که میتواند به راحتی مسیر را طی کند، همانند پیل یا پادشاهی راستین که میتواند بر خود و کارش تسلط داشته باشد.
همه بازان این جهان پیرندیا مگسخوار یا ملخگیرند
هوش مصنوعی: تمامی پرندگان این دنیا یا پیر شدهاند، یا به مگسها میپردازند، یا مشغول شکار ملخها هستند.
همه پیران این زمانهٔ بدهمچو طفلند خرد و ساده خرد
هوش مصنوعی: همهی افراد سندار در این دوران نابسامان مانند کودکاناند و فهم و اندیشهشان ساده و بینیاز از پیچیدگی است.
نیست اندر جهان نفْس و نفَسباز سیمرغ گیر چون من کس
هوش مصنوعی: در جهان هیچکس مانند من وجود ندارد؛ مانند سیمرغ که آزاد و بینظیر است.
بنده چون ابتدای مدحت شاهکرد فکرت به سلخ و غرّهٔ ماه
هوش مصنوعی: هنگامی که من دربارۀ ستایش شاه سخن گفتم، ذهنم به روزهای آخر و اوج ماه معطوف شد.
گفت عقل ای دلت ز مهرش پُراز تو دریای مدح وز من دُر
هوش مصنوعی: عقل به دل گفت: دلت پر از عشق اوست، پس از من که میتوانم ستایش کنم، مانند دریایی از از هم جلوه میکند.
دُرفشان کن ز لفظ و معنی زودزانکه خاموشیت ندارد سود
هوش مصنوعی: زودتر از آن که خاموش بمانی، کلمات و معانی خود را بدرخشانی. چرا که سکوت برای تو فایدهای ندارد.
عندلیبی نواسرای از سروسر چه در خس کشیدهای چو تذرو
هوش مصنوعی: پرندهای خوشصدا بهمانند بلبل، از لطافت و زیبایی درختان سرو که در میان گلها رشد کردهاند، به سراغ آنها رفته است.
زانکه دریا نه لافزن باشدیا دُرش بهر خویشتن باشد
هوش مصنوعی: این که دریا پر از فخر و خودبزرگبینی نیست، بلکه برای خود و برای دیگران وجود دارد و از نعمتهای خود بهره میبرد.
صدف جان و دل شکافتهامتا چنین دُر ازو بیافتهام
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را شکافتم تا این جواهر ارزشمند از دل آن بیرون بیافتد.
اندرین دولت از پی یادیکردم اکنون سنایی آبادی
هوش مصنوعی: در این نعمت و خوشی، به یاد کسی افتادم و اکنون از سنایی و آبادانی او سخن میگویم.
شهری از دار عدن خرّمترقصری از مصر عصر معظمتر
هوش مصنوعی: شهری از باغ بهشت زیباتر است و قصرهایی در مصر هم باشکوهتر از آن.
الف او خلف عزّت و نصر استضعف آن جفت باب این قصر است
هوش مصنوعی: او به معنای قربانی یا فدای عزت و پیروزی است و ضعف آن به نوعی به درب این قصر اشاره دارد که نمادی از ضعف است. در اینجا به تضاد بین قوت و ضعف پرداخته شده است.
بنگر ایوان این کتاب به جانزانکه از راه دیده این نتوان
هوش مصنوعی: به تماشای این کتاب بنشین، زیرا تنها با چشم نمیتوان به عمق معنای آن پی برد.
در عدد گرچه پر ملک فلکیستبا حروف شهادتین یکیست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در علم اعداد، ملکوت و سرزمینهای آسمانی زیادی وجود دارد، اما با نوشتن شهادتین، همه آنها به یک حقیقت واحد باز میگردند.
نکته چون زلف حور در تفسیررمز چون قصر عدن بیتقصیر
هوش مصنوعی: نکتهها مانند زلف beautiful حور و تفسیر آنها همچون قصر بهشت است که هیچ نقصی در آن وجود ندارد.
طاقهاش از طراوت و تبجیلهمچو کوی سرائلی در نیل
هوش مصنوعی: طاقها و سازههایش به قدری زیبا و با طراوت هستند که انگار در یکی از محلههای سرسبز و دلانگیز در کنار نیل قرار دارند.
خانهاش از ریا و طمع و فضولپاک و عالی چو خاندان رسول
هوش مصنوعی: خانههای او از هرگونه نفاق، طمع و حاشیهپردازی خالی و خالص است، و همچون خانواده رسول، سرشار از عظمت و احترام است.
بوم او ساخته ز بام فلکواندرو فرش پرّ و بال ملک
هوش مصنوعی: آن پرندهای که در آسمان به اوج رسیده، خانهاش از سقف آسمان ساخته شده و بر روی زمین، فرش از پر و بال ملائک گسترده شده است.
ظاهرش همچو حور مشکین مویباطنش چون بهار خندان روی
هوش مصنوعی: ظاهر او همانند حوری با موهای مشکی و باطنش همچون بهار با چهرهای شاداب است.
خشتی از زرّ و خشتی از گوهرجویی از مشک و جویی از عنبر
هوش مصنوعی: تکهای از طلا و تکهای از جواهر، جویای مشک و جویای عنبر.
هر نهالی جهانی از معنیهر گیاهی مثالی از طوبی
هوش مصنوعی: هر نهالی نماد و نشانهای از معنا و مفهوم عمیق خود دارد، و هر گیاهی میتواند به عنوان نمونهای از بهترینها تلقی شود.
کرده از بهر روی دلجویشآب جانها روان به هر جویش
هوش مصنوعی: برای خوشنودی و رضایت او، جانها را در هر جوی روان کرده است.
نقش او بر گیاه کبش فدیصدقاللّٰه در دو گوش ندی
هوش مصنوعی: تصویر او بر روی گیاهان مانند فداکاری و صداقت خداوند است که همچون نغمهای در گوشهای ما طنینانداز میشود.
اندرو صد هزار پرده ز نوروز پس پرده صدهزاران حور
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و جاذبههای دنیای پنهان و لایههای مختلف آن وجود دارد. نور و زیبایی به طور فراوان در پشت پردههایی از رمز و راز و ویژگیهای دلربا قرار گرفتهاند. این بیان نشاندهندهی عمق و پیچیدگی محتوای دنیا و همچنین زیباییهای نهفته در آن است.
ظرف حرفش چو زلف مهرویاننقطهٔ خال رخ زرهمویان
هوش مصنوعی: حرف او همچون زلفهای زیبا و دلبرانهاش، جذاب و دلنشین است، و نقطهی جوهره او مانند خالی بر روی موهای زرهای، توجه را جلب میکند.
واندرو قصری از حقیقت و صدقنام آن قصر کرده مقعد صدق
هوش مصنوعی: در دل آن قصر، حقیقت و راستی وجود دارد و به همین دلیل آن مکان را نشستهگاه صداقت نامیدهاند.
شهری آباد پر ز نعمت و نازدَرِ دروازه بر غریبان باز
هوش مصنوعی: شهر خوبی که پر از نعمت و آسایش است، همیشه درِ خود را به روی مهمانان و غریبان باز نگه میدارد.
اندرو بهر یمن و عزّت و بختصفت شاه برنشسته به تخت
هوش مصنوعی: به خاطر یمن، عزت و خوشبختی، او مانند پادشاهی بر روی تخت نشسته است.
گرچه نظم سخن به غزنین بوددست او پایبند پروین بود
هوش مصنوعی: هرچند که سخن و نظم به شهر غزنین تعلق داشت، ولی توانایی او به اندازهای بالا بود که دلش به ستاره پروین وابسته بود.
هست بایسته از پی دهریاین چنین قصر در چنین شهری
هوش مصنوعی: در این دنیا، وجود چنین قصرهایی در چنین شهری لازم و ضروری است.
زین چنین شهر دهر خرّم بادساکنش وصف شاه عالم باد
هوش مصنوعی: از این شهر دنیا، خوشا به حال کسی که در آرامش زندگی کند، و امیدوارم توصیفگر بزرگترین پادشاه عالم باشد.
گر بجویند سال دیگر از اینزین سخن نسخه باشد اندر چین
هوش مصنوعی: اگر سال آینده درباره این سخن جستجو کنند، نسخهای از آن در چین خواهد بود.
شاه طمغاج سازدش تعویذقیصر روم را شدست لذیذ
هوش مصنوعی: شاه طمغاج در حال ساخت تعویذی است که روم، پایتخت امپراتوری بزرگ، را خوشحال و خوشمزه کرده است.
زین سخنهای خوش چو آب زلالگشت طالب به هند در چیپال
هوش مصنوعی: این سخنان زیبا و خالص مانند آب زلال هستند و طالب به هندوستان در جایی به نام چیپال میرسد.
عقلا را شده است این مونسفضلا را بنفشه و نرگس
هوش مصنوعی: عقلای دانا به این موضوع نزدیک شدهاند که بنفشه و نرگس به عنوان همراهان فضلا و فرهیختگان در نظر گرفته میشوند.
جاهلان را بسان افسانهستزانکه جاهل ز علم بیگانهست
هوش مصنوعی: جاهلان مانند افسانهها هستند، زیرا آنها از علم و دانایی بیخبرند.
باغ دانش چه جای جهّالستعلم و دانش غذای ابدالست
هوش مصنوعی: باغ علم و دانش جایی برای نادانان نیست؛ چرا که علم و دانش خوراکی برای اهل معرفت و حقیقت است.
بود باید نهان ز خلق جهانکرد باید سخن ز خلق نهان
هوش مصنوعی: باید از چشم مردم پنهان بود و لازم است که درباره مردم با احتیاط صحبت کرد.
خاطرم گفت مر مرا در سرّکای به فضل تو روزگار مقرّ
هوش مصنوعی: خاطرم به من یادآوری میکند که به خاطر لطف و کرمت، روزگار خوبی را برایم رقم زدی.
کانی از محض عقل کندی بازشوری اندر جهان فکندی باز
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو از روی تعقل و خرد خود، دلیلی برای ایجاد شور و هیجان در جهان پیدا کردهای.
زود پیش آر خوب و تازه سخنکه خَلق شد کتابهای کهن
هوش مصنوعی: سخن تازه و نیکو را به سرعت بیاور، زیرا زمان بر خلق کتابهای قدیمی گذشته است.
زین سپس تا همی سخن رانندحکمای زمانه این خوانند
هوش مصنوعی: از این پس تا زمانی که حکمای زمانه صحبت کنند، این مطالب خوانده خواهد شد.
تا بنا کردهام چنین شهریمثل این کس ندیده در دهری
هوش مصنوعی: تا به حال، شهری مثل این را که من ساختهام، در هیچ زمانی ندیدهام.
صحن جنّت ورا شده میدانهم جنّت ز نعمت الوان
هوش مصنوعی: محل بهشت به میدان تبدیل شده و حتی خود بهشت نیز از انواع نعمتها پر شده است.
عسل و می درو روان گشتهآب و شیرش غذای جان گشته
هوش مصنوعی: عسل و شراب در حال جریاناند و آب و شیر به منبع غذایی برای زندگی تبدیل شدهاند.
واندرو قصرهایی از یاقوتگشته ارواح را جمالش قوت
هوش مصنوعی: در آنجا کاخهایی از یاقوت ساخته شده است که زیبایی آن برای ارواح همچون نیرویی است.
واندرو حوریان با زیورخاک بومش عبیر و سنگ و دُرر
هوش مصنوعی: در این سرزمین زیبا، حوریان با جواهرات زیبا و منحصربهفرد خود، فضایی دلانگیز و معطر را به وجود آوردهاند.
چیست زین باغ نزد پر رشکانجز مگر جیک جیک گنجشکان
هوش مصنوعی: در این باغ چه چیز دیگری جز صدای جیک جیک گنجشکها وجود دارد که توجه پرندگان بزرگتر را جلب کند؟
همچو طوبی است تازه و خوش و نوبه همه جایگه رسیده چنو
هوش مصنوعی: چون درخت طوبی تازه و خوشبو است و به هر جایی رسیده، زیبایی و سرسبزی آن را میتوان دید.
هر بیان آفتاب برهانیهر سخن فردخانهٔ جانی
هوش مصنوعی: هر کلامی که از دل برآید، مانند نوری است که دانایی و حقیقت را روشن میکند و هر گفتاری، نمایانگر وجودی زنده و واقعی است.
شسته از بهر رنگ و بویش راخرد از آب روی رویش را
هوش مصنوعی: او با آب، رنگ و بوی خود را شسته و چهرهاش را زیبا کرده است.
هریکی بیت ازو جهانی علمهریکی معنی آسمانی حلم
هوش مصنوعی: هر یک بیت او دنیایی از علم و هر معنایی از او نشانهای از بزرگواری و مهربانی است.
مطلبش سخت چون گهر در کانمأخذش سهل چون هوا در جان
هوش مصنوعی: مفهوم او بسیار عمیق و پیچیده است و به سادگی قابل درک نیست، اما ریشه و اصلش به راحتی در دسترس و قابل فهم است.
به معانی گران به لفظ سبکچون عروسی به زیر شعر تُنُک
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و ارزش معنایی سخن اشاره شده است؛ به گونهای که پیامهای عمیق و باارزش با چنگال کلمات ساده و روان بیان میشوند، مانند عروسی که با لباسهای سبک و زیبا به زیر میآید.
به جهانش ببرده از تگ و پویآفتاب از جمال و باد از بوی
هوش مصنوعی: به دنیا زیبایی و شکوهی را که خورشید از چهرهاش میتابد و باد از عطرش میوزد، میبخشد.
عالم عقل طالبش گشتهنیست اوهام غالبش گشته
هوش مصنوعی: عقل و دانش به دنبال اوست، اما خیالات و تصورات بر او غلبه کردهاند.
برده این را ز بهر قوّت ملکبه ره آورده شرق و غرب فلک
هوش مصنوعی: این شخص به خاطر قدرت و عظمت سلطنت، این کار را انجام داده و تمام شرق و غرب دنیا را تحت تأثیر قرار داده است.
ای صبا از برای روحالقدسبر گذر بر درِ حظیرهٔ قدس
هوش مصنوعی: ای باد سبز، برای روحالقدس، از کنار در حظیرهٔ مقدس عبور کن.
بر تن و جان ناکسان و کسانچرب و شیرین چو روغن بلسان
هوش مصنوعی: در وجود افرادی که ارزش چندانی ندارند، نعمتها و لذتهای زندگی مانند چربی و شیرینی وجود دارد، که به راحتی و خوشمزگی در زبانشان نمایان میشود.
هرکه یعقوبوار چشم خردبگشاید برای خاطر خود
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند یعقوب، با درک و بصیرت به مسائل نگاه کند، در نهایت برای خود بهرهمند خواهد شد.
بیند این روضهٔ بهشت مراکه حکایت کند سرشت مرا
هوش مصنوعی: ببین چه باغ بهشتی را به من نشان میدهد که نمایانگر ذات و ماهیت من است.
از معانی و لفظ نامعیوبیوسفس از درون و بیرون خوب
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیتی اشاره دارد که در شخصیت یوسف نهفته است. یوسف هم از نظر داخلی (روح و باطن) و هم از نظر خارجی (ظاهر و شکل) به گونهای است که هیچ عیبی در او وجود ندارد و این باعث میشود که زیبایی او آشکار و دلانگیز باشد.
تلخ و شیرین چو می به طعم و اثرهمچو دشنام یار و پند پدر
هوش مصنوعی: تلخی و شیرینی مانند طعم شراب است و تأثیر آنها نیز به هم وابسته است؛ مانند دشنامی که یار میدهد و نصیحت پدر.
نکته و حرف و ظرف او به اثرآتش و آب او نه خشک و نه تر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که ویژگیها و سخنان او تحت تأثیر شرایط مختلف مانند آتش و آب قرار نگرفتهاند. او نه سرد است و نه گرم، بلکه در وضعیتی متعادل و پایدار قرار دارد.
تری خویش حرف پنهان داشتورنه کاغذ چه طاقت آن داشت
هوش مصنوعی: تو در دل خود رازهایی داری که اگر آنها را بیان کنی، دیگر کاغذ تاب تحمل آنها را نخواهد داشت.
زین نکوتر سخن نگوید کستا به حشر این جهانیان را بس
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه کافی زیبا سخن نمیگوید تا در روز قیامت، این انسانها را شایسته بداند.
این گهر را مباد تا محشرحسد و بخل و جهل قیمتگر
هوش مصنوعی: این گوهر ارزشمند تا روز قیامت از حسد، بخل و نادانی محافظت میشود.
قیمتش گر خرد کند عالمور معاند کند کم از دو درم
هوش مصنوعی: اگر شخصی به نظر خرد و دانایی داشته باشد، ارزشش بیشتر از دو درهم خواهد بود، حتی اگر کسی با او مخالف باشد یا او را نادیده بگیرد.
سوی حاسد چه این چه بانگ ستورگرگ و یوسف یکی بُوَد سوی کور
هوش مصنوعی: حسادت و کینهتوزی فرقی ندارد؛ اگرچه در ظاهر ممکن است به دو شکل متفاوت بروز پیدا کنند، اما در عمق معنی آنها یکسان هستند و به سمت نابودی میروند. حتی اگر شخصی نادان باشد، نمیتواند درک کند که این دو احساس مشابه هستند و حتی ممکن است به خطراتی بزرگتر منجر شوند.
چون زبان حسد بود نخاسیوسفی یابی از دو گز کرباس
هوش مصنوعی: زمانی که حسد در زبان باشد، به راحتی میتوانی یوسف را که دچار مشکل شده، در دو گز پارچه ببینی.
لیک زو دزد برکند دیدهتا نگیرد کسیش دزدیده
هوش مصنوعی: اما او دزد را طوری زیر نظر دارد که هرگز اجازه نمیدهد کسی دزدیش را ببیند.
کس نگفت این چنین سخن به جهانور کسی گفت گو بیار و بخوان
هوش مصنوعی: هیچکس چنین حرفی را در دنیا نگفته است، و اگر کسی چنین گفته، بیاور و بخوان.
زین نمط هرچه در جهان سخن استگر یکی ور هزار زانِ من است
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد و در موردش سخن گفته میشود، چه یک مورد باشد و چه هزار مورد، همه به نوعی به من مرتبط هستند.
همچو جان دارد این گزیده سخنکه نگردد بهرزه هرزه کهن
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که این سخن با ارزش و گرانبهاست و مانند جان انسان مهم و با ارزش است؛ به همین دلیل هرگز بیهوده و بیفایده نمیشود.
هر زمان تازهتر بُوَد نمطشخصم خواند همه حدیث بطش
هوش مصنوعی: هر بار که نوای جدیدی از او میشنویم، دشمنانش آن را بهانهای برای گفتن سخنان تند و سخت مییابند.
وانکه این مسترق کند باشدهمچو آنکس که خاره بتراشد
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد چیزی را از دیگران بدزدد یا به ناحق به دست آورد، همانند کسی است که با خار به خود زخم میزند و آسیب میزند.
دزد اینند زیرک و ابلهچون دبیران ز نقش بسماللّٰه
هوش مصنوعی: دزدها به خوبی میدانند که چگونه دقت و حواس خود را به کار بگیرند، در حالی که برخی افراد سادهلوح مانند دبیران، فریب ظاهر بعضی چیزها را میخورند.
آنکه دزدی کند ازین گفتارپنج پایست زشت و کژ رفتار
هوش مصنوعی: هر کس که از این گفتهها بهرهبرداری ناپسند کند، پنج ویژگی بد و ناپسند دارد.
ببرد رومی و بیارد کُردببرد اطلس و ببافد بُرد
هوش مصنوعی: رومی با خود پارچهای با کیفیت و زیبا میآورد و کُرد با آن پارچهها، البسهای میبافد.
چون به نام خودش نمونه کندچون خودش زشت و با شگونه کند
هوش مصنوعی: وقتی که به نام خودش اشاره میکند، به همان اندازه که زیباست، زشت و بد شکل نیز میشود.
این فرومایگان سندان راوین ملامت خران رندان را
هوش مصنوعی: این افراد حقیر، با وجود سختیها و دردسرها، به شیوهای ناپسند زندگی میکنند و زیر بار سرزنش و نیشزبان دیگران فرو میروند.
گرچه خوانها نهند نانشان کوورچه صورت کنند جانشان کو
هوش مصنوعی: هرچند برای زندگی نان و خوراک فراهم میکنند، اما آیا واقعاً به روح و ذات خود اهمیت میدهند؟
گرچه صورت نگاری آسانستجان نهادن نه کار ایشانست
هوش مصنوعی: هرچند که تصویرگری و ترسیم آسان به نظر میرسد، اما جان دادن و روح بخشیدن به آن کار هر کسی نیست.
صورتی کاندرو نباشد جانکی شود سوی او ملک مهمان
هوش مصنوعی: اگر چهرهای در عالم وجود نداشته باشد، روح چگونه میتواند به آن سوی ملک دعوت شود؟
صورت بیروان بُوَد مردارپاک را با پلید و مرده چه کار
هوش مصنوعی: صفت و شکل بدون روح، مانند مردهای است. چه ربطی دارد که چیز پاک و نیکو با چیز پلید و مردهای در ارتباط باشد؟
چه کند چونش گفت روح نگارکه در این نقش مرده روح درآر
هوش مصنوعی: چه کار میتواند کند وقتی روح نگار به او میگوید که در این تصویر مرده روح را زنده کن؟
مرد نقّاش صورتی بنگاشتپرده از پیش نقش خود برداشت
هوش مصنوعی: مردی نقاش تصویری کشید و سپس پرده را کنار زد تا تصویر خود را بهتر ببیند.
جان در آن صورت بدیع و عجیباز سرِ صنعتی لطیف و غریب
هوش مصنوعی: در آن چهرهی زیبا و منحصر به فرد، جان و روحی وجود دارد که ناشی از هنری ظریف و خاص است.