غزل شمارهٔ ۱۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوقش میگوید که دیگر نباید برای او تلاش کند؛ زیرا عشق و وفای او بیفایده است. شاعر به او یادآوری میکند که اگرچه ممکن است به ظاهر به او توجه کند، اما در واقع باید از این رابطه دست بکشد. ارتباطی که کاملاً یکطرفه است و شاعر در تلاش برای جلب عشق و توجه معشوقهاش احساس خستگی و ناامیدی میکند. او به اهمیت آبرو و احترام به خود اشاره میکند و از کوشش در جدایی و ناامیدی پرهیز میدهد. در کل، تم شعر ناامیدی از عشق و زحمت بیهوده است.
ایدل دویدن از پی آن بیوفا بسستگر تو هنوز سیر نگشتی مرا بسست
هوش مصنوعی: دوست من، دویدن برای دنبال کردن آن معشوق وفادار نیست، اما اگر تو هنوز از عشق من سیر نشدهای، پس برای من کافی است.
خواهی بدیده تا یکی آن خاکپا کشیدای ساده لوح کور شدی توتیا بسست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی به تو توجه کند و تو را ببیند، باید منتظر باشی که آن شخص به تو توجه کند. اما تو که به سادگی خود را گم کردهای، کور دلی را نشان میدهی که به واقعیتها توجهی ندارد.
فیض دم مسیح بدل مردگان گذارآمد طبیب مرگ تلاش دوا بسست
هوش مصنوعی: به لطف دم مسیح، روحی تازه به مردگان بخشیده شده است. درمانگر مرگ، تلاش میکند تا دارویی بیابد که این وضعیت را تغییر دهد.
ایدل ز موج اشک سیاهی مبر ز چشمصیقل مزن که آینه ام بی جلا بسست
هوش مصنوعی: ای محبوب، از چشمانم اشکهای سیاه را دور کن و نگذار که با غم و اندوه، آینهی وجودم را صیقل بزنم، چون دیگر نور و جلای خود را از دست دادهام.
منت ز خضر با همه کوری نمی کشمدر کف ز استقامت طبعم عصا بسست
هوش مصنوعی: من لطفت را با وجود همۀ مشکلات تحمل نمیکنم و در دستم از استقامت خودم، عصای توانایی و استقامت را محکم نگه داشتهام.
مژگان چون هست چشم تو، ما را چه می کنددارد هزار عاشق رو بر قفا بسست
هوش مصنوعی: مژگان تو مانند چشمهای تو زیبایی دارد و ما را چه میشود؟ هزاران عاشق در صف انتظار هستند.
زین بیشتر تلاش جدائی مکن کلیمدر قرب ناتوان نشدی این ترا بسست
هوش مصنوعی: کلیم، دیگر از این بیشتر تلاش نکن که جدایی به هیچ وجه به نفع تو نیست. تو در نزدیکی و ارتباط قرار داری و این برای تو کافی است.