غزل شمارهٔ ۳۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اندیشههایی درباره دوری از تعلقات دنیوی و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از آنچه در دسترس نیست دل برکند و به خاطر عشق و شهرت نه دست از رنج بکشد و نه از زیباییهای دنیا بگذرد. او به زیبایی گلها و شمعها اشاره میکند و در نهایت بر اهمیت وطن و رهایی از زادگاه بیمحتوا تأکید میکند. به طور کلی، شعر دعوتی است به رهایی از دنیا و گرایش به معانی عمیقتر و الهی.
نگویمت که دل از حاصل جهان برداربهر چه دسترست نیست دل از آن بردار
هوش مصنوعی: نگو که از تمام چیزهایی که در دنیا به دست میآوری، دل و احساس خود را دور کن. زیرا اگر چیزی در دسترس نیست، نیازی به دل کندن از آن نیست.
اگر نسیم ریاض وطن هوس داریبناله دامن خرگاه آسمان بردار
هوش مصنوعی: اگر دلت میخواهد به گلزار وطن برسی، باید از آغوش آسمان فاصله بگیری و به یاد آن روزهای خوب، با حسرت و ناله دامن خود را جمع کنی.
بعندلیب شنیدم که باغبان می گفتز گلبنی که بود سرکش آشیان بردار
هوش مصنوعی: شنیدم که باغبان میگفت، از باغ زیبایی که پر از گل بود، آشیانهاش را بردارید، زیرا که پرندهای سرکش در آن جا پیدا شده است.
براه عشق که زاری و عجز می طلبندز ساز و برگ سفر چون جرس فغان بردار
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، انسانها نیاز به زاری و عجز دارند، پس بهدنبال آمادهسازی سفر خود باشید و همچون زنگولهای که صدا میزند، فریاد بزنید.
پیاله گر بکف آید به پند گو منکرچو گل بود نظر از روی باغبان بردار
هوش مصنوعی: اگر جامدار با پیالهای در دست بیاید و به تو پند بدهد، در حالی که انکار میکند، باید بدانی که مانند گلی است که توجهاش از روی باغبان برداشته شده است.
اگرچه صرفه پسندیده نیست از مستانچو شیشه جلوه کند شمع از میان بردار
هوش مصنوعی: اگرچه صرفهجویی از مستان خوشایند نیست، وقتی شمع از میان شیشه جلوهگر میشود، آن را کنار بگذار.
براه کعبه اگر می روم گوید عقلکه از برای رگ نفس استخوان بردار
هوش مصنوعی: اگر به سوی کعبه میروم، عقل به من میگوید که برای نفس خود از راه خود دور نشوم و به حقیقت نزدیکتر شوم.
زمانه هر چه دهد در بهای عمر مگیرز بد معامله گلخن بگلستان بردار
هوش مصنوعی: هر چه زمانه به تو میدهد، به قیمت عمرت نخر. از بدیها پرهیز کن و به نور و زیبایی زندگی توجه کن.
وطن تمام خس وخار بیکس است کلیمبرو سواد وطن را از آشیان بردار
هوش مصنوعی: وطن پر از سختی و بیپناهی است، کلیم، برو و سختیهای وطن را از ریشهاش بزدای.