شمارهٔ ۳ - شکوه از مفارقت دوستی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از کسی میپرسد که چرا بدون دلیل از همه جا کنارهگیری کرده و خود را کنترل میکند. او به این نکته اشاره میکند که شاید شراب به دستش افتاده و از مستی و حضور عزیزش دور شده است. شاعر تعجب میکند از اینکه روزگار به هنرمندان یاری نمیرساند و به نظر میرسد که او نیز به باده اعتیاد پیدا کرده است. با این حال، او بر سر حالتی بیاعتنا نشسته و از آن سبکباری خسته است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که پیام وصالی از چشم یار آمده و توصیه میکند که به خانه خود برگردد، چون قاصدان معمولاً زود برمیگردند.
چه شد که بیسببی پا کشیدی از همه جالوند مشرب و آنگاه خویشتن داری
هوش مصنوعی: چرا بیدلیل از همه جا کنارهگیری کردی و حالا خودت را کنترل میکنی؟
زر شراب به دستت فتاده است مگرکه رفته رفته ز مستی عزیز دیداری
هوش مصنوعی: شاید شراب گرانبهایی در دست تو افتاده باشد، اما آیا این حالت مستی تو را به دیدن عزیزانت رهنمون نمیکند؟
ز دستگیری اهل هنر عجب دارمز روزگار نمیآید اینقدر یاری
هوش مصنوعی: من از روزگار تعجب میکنم که چقدر به هنرمندان کمک نمیکند و حمایت از آنها به حد کافی نیست.
مگر که در گرو باده کردهای دستارکنون ز برهنگی سر برون نمیآری
هوش مصنوعی: آیا به خاطر نوشیدن باده، چادر را بر سر خود پوشیدهای که اکنون از برهنگی سرت را بیرون نمیآوری؟
بس است بر سر ژولیده، موی ژولیدهبیا که مفت گران جان بود سبکباری
هوش مصنوعی: کافی است که به موی درهمریخته برسید، بیایید که بیدلیل زندگی سبک و بیارزش است.
ز چشم یار تو پیغام وصل آوردهبه کشور تنت ار آمده است، بیماری
هوش مصنوعی: از چشمان محبوب تو پیام وصال آمده است، اگر به تن تو آمده، نشان بیماری است.
همان به خانهٔ خود زود باز میگرددکه قاصدان را رسم است زود رفتاری
هوش مصنوعی: آن کسی که به خانهاش زود برمیگردد، همان کسی است که پیامرسانان به سرعت عمل میکنند.