شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده است
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درد و رنجهایی که از روزگار و تقدیر کشیده است، اشاره میکند. او از بیرحمی گردون و بیفکری آن صحبت میکند و به تجربههای خود در سفر و دلتنگی به یاد میآورد. شاعر با ذکر نکات ظریف از کنجکاویهای مردم و تلاشهای آنان برای شناخت علت رنجهایشان به نقد جامعه و انسانها میپردازد. او همچنین به سرنوشت خود و رنجهایی که در چنگ تقدیر گرفتار آمده، اشاره میکند و از تماشاچیان و تفتیش کنندگان در زندگیاش میگوید. در نهایت، او امیدوار است که به درگاه پروردگار برگردد و در خاک آستانش به تواضع سجده کند. این شعر بسیار عمیق و غمگین است و نشاندهندهی ناامیدی و جستجوی امان است.
فلک قد را نمی پرسی که گردونچرا آزرد ما را بی محابا
هوش مصنوعی: آسمان را نمیپرسی چرا به ما بیرحمی میکند و ما را آزار میدهد.
چرا زد راه بیمار غمی راکه می آید بدرگاه مسیحا
هوش مصنوعی: چرا باید غمی را در مسیر بیماران آورد، در حالی که امیدی چون مسیحا در انتظار آنهاست؟
حدیث طرفه ای دارم که باشدبرای بیدماغان به ز صهبا
هوش مصنوعی: داستان جالبی دارم که میتواند برای کسانی که کمتر فکر میکنند، جذابتر از نوشیدنیهای مستکننده باشد.
بعزم سیر بیجابور گشتیمرهی با اختری خوش دشت پیما
هوش مصنوعی: با اراده سفر به بیجابور آغاز کردیم، در این راه، ستارهای خوشیمن ما را همراهی میکند و با دشتها میگذرانیم.
دو بال طایر شوقیم و هر دونمی بودیم یکساعت شکیبا
هوش مصنوعی: ما مانند دو پرنده هستیم که به شوق پرواز در هوا هستیم، اما نمیتوانیم یک ساعت به انتظار بمانیم.
ولی آخر زچشم زخم گردونعجایب سنگ راهی گشت پیدا
هوش مصنوعی: اما در نهایت، به دلیل تأثیرات منفی در زندگی، نشانههایی از مشکلات و سختیها نمایان شد.
بچنگ زاهد از آن اوفتادیمچگویم تا چها کردند با ما
هوش مصنوعی: بیا در آغوش بگیر زاهد، چرا که ما دیگر از آنها جدا شدهایم. حالا چه بگویم از آنچه که با ما کردند؟
همه اندر تجسس موشکافانهمه در کنجکاوی ذهن دانا
هوش مصنوعی: همه در جستجوی حقیقت و دانایی هستند و در کنجکاوی خود به دنبال فهم و درک بهتر از مسائل میباشند.
بسرحد عدم گر جای گیرندنخواهند رفت کس بیرون ز دنیا
هوش مصنوعی: اگر در مرز عدم قرار بگیرند، هیچکس قادر نخواهد بود از این دنیا خارج شود.
یکی گوید که دزدانند و باشندبزندان چند گه زنجیر فرسا
هوش مصنوعی: یکی میگوید که دزدان در زندان هستند و چند بار زنجیرشان را کشیدهاند.
دگر گوید که جاسوس فلانندکه از تفتیش ما گشتند رسوا
هوش مصنوعی: او میگوید که کسانی وجود دارند که به عنوان جاسوس شناخته شدهاند و به علت تحقیقی که در مورد ما انجام دادند، رسوا شدهاند.
یکی می گوید اینان را بکاویدکه شاید نامه ای گردد هویدا
هوش مصنوعی: یکی می گوید که این افراد را بررسی کنید، شاید چیزی به نام نامه پیدا شود که فاش گردد.
زبس تفتیش از هم می گشودندمگر دربار ما بودی معما
هوش مصنوعی: آنقدر درباره امور مختلف جستجو و بررسی می کردند که انگار دربار ما خود یک معما بود.
بجرم اینکه می ماند بنامهکشیدند استخوانهارا ز اعضا
هوش مصنوعی: به خاطر گناهی که از ما سر زده، استخوانها را از اعضا ثبت و یادداشت کردند.
در آن غوغا ز ترس خود دریدندملایک نامه اعمال ما را
هوش مصنوعی: در آن شلوغی و هیاهو، فرشتگان به خاطر ترس خود، نامههای اعمال ما را پاره کردند.
بغیر از سرنوشت بد که کم بادنوشته همره ما نیست اصلا
هوش مصنوعی: غیر از سرنوشت بد که در کنار ما نیست، هیچ چیز دیگری برای ما مقدر نشده است.
خط پیشانیم از خاک مالیبشد ارنه وبالی بود ما را
هوش مصنوعی: پیشانی من نشاندهنده سرنوشتم است و هیچ گاه باری بر دوش ما نبود، مگر اینکه از خاک و سختیهای زندگی گذشته باشیم.
کنون در چنگ ایشان مبتلائیمنمی دانیم چاره جز مدارا
هوش مصنوعی: حال در دام آنان گرفتاریم و نمیدانیم چه راهی جز صبر و تحمل داریم.
چو مژگان پیش چشمم ایستادهسیاهان روز و شب بهر تماشا
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه تو مانند مژههایم پیش رویم ایستادهاند و من همواره در روز و شب به تماشای آنها مشغولم.
ز بهر پاس ما جمع دگرشانچو مو استاده دایم بر سر پا
هوش مصنوعی: برای حفظ امنیت و مراقبت از ما، دیگران همچون مگس همیشه در حال پرسه زدن و حاضرند.
برای ضبط ما پر بسته مرغانهمه هم پشت همچون موج دریا
هوش مصنوعی: برای یادگیری ما، پرندهها همه به صف ایستادهاند، مانند موجهای دریا که پشت سر هم میآیند.
عجب دارم که با آن منع جادهچنان بیخواست آمد تا بآنجا
هوش مصنوعی: عجب میکنم که با وجود آن موانع، چطور او آنقدر راحت و بدون هیچ تلاشی به آنجا رسید.
نباشد عار اگر خاک درت راز نقش جبهه هر بی سروپا
هوش مصنوعی: اگر کسی که هیچ جایگاهی ندارد، در برابر در خانهات خاک بیندازد، نباید برای تو ننگ باشد.
اشارت کن که چون اقبال گردیمبخاک آستانت جبهه فرسا
هوش مصنوعی: به من اشاره کن که وقتی به خوشبختی و کامیابی رسیدیم، سر خود را به خاک درگاه تو بگذاریم و ابراز عشق و ادب کنیم.