شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق و ناامیدی خود سخن میگوید. او افسوس میخورد که دیگر کسی از حال او خبر ندارد و زیباییهای زندگیاش از بین رفته است. او خود را همچون بلبل بیپر و بالی توصیف میکند که هم باغ و گلش و هم قدرت پروازش را از دست داده است.
افسوس که جمعیت از احوالم رفتشیرازه اوراق مه و سالم رفت
هوش مصنوعی: متأسفانه، همه کس و کارم از دست رفت و حال و روزم به هم ریخت و هیچ چیزی از زیبایی و شادابی من باقی نماند.
من بلبل بینوایم از بی برگیهم گلشن رفت و هم پر و بالم رفت
هوش مصنوعی: من یک بلبل بیچاره هستم که به دلیل نبود گلها از باغ دور شدم و پر و بال من نیز از بین رفته است.