شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس خستگی و درد درونی خود اشاره میکند. او از زیباییهای زندگی فاصله گرفته و به دادرس (شاید خدا یا حقیقت) نزدیک میشود. مانند ساغری که همیشه در حال سفر است، او نیز در جستجوی پر شدن از معانی عمیق است، اما همچنان تهی و خالی به گذشته بر میگردد.
دلخسته به پیش دادرس می آیمآزرده ز گلشن بقفس می آیم
هوش مصنوعی: دل شکسته و خسته به محضر قاضی میرسم، در حالی که از باغ و دنیا دلخور و ناراحت به دام افتادهام.
چون ساغر می بهر زمان در سفرمپر می روم و تهی به پس می آیم
هوش مصنوعی: هر بار که جام شراب را مینوشم، در سفر روحانی غرق میشوم و وقتی که به سوی خودم برمیگردم، خالی و بدون بار میآیم.