شمارهٔ ۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی محبوبش اشاره دارد. او بیان میکند که زلفهای پریشان و عشوههای پنهان معشوق از او دور شدهاند. همچنین، میگوید که نگاههای اسیرکنندهاش نیز به طرز ناخودآگاه، به سراغ او نمیآید و همگی به نوعی از او برگشتهاند. این ابیات نمادی از دوری و نبود معشوق و احساس ناامیدی شاعر هستند.
هم زلف پریشان تو بر گشته ز ماهم عشوه پنهان تو برگشته ز ما
هوش مصنوعی: زلفهای آشفتهات از ما دور شده و ناز و عشوهات نیز دیگر در دسترس ما نیست.
می داد گهی داد اسیران نگهتاو نیز چو مژگان تو برگشته زما
هوش مصنوعی: گاهی نگاه تو به اسیران، لطفی بود که میکرد و حتی مژگان تو نیز از حالتی که داشتند، به سوی ما برگشته و تغییر کردهاند.