تناجی
نجم‌الدین رازی

شمارهٔ ۴۸

بازی بودم پریده از عالم نازتابوک برم ز شیب صیدی به فراز
اینجا چو نیافتم کسی محرم رازز آن در که درآمدم بدر رفتم باز