شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلدادگی خود اشاره میکند و بیان میکند که در کوی معشوق، هیچ راهی برای خود ندارد و تنها دلدادگان شیدا به آنجا میآیند. او از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید که او را به عشق میکشاند. شاعر اذعان میکند که اگر پایش را در مسیر عشق بگذارد، دیگر نخواهد توانست خود را کنترل کند و از مغشوشی و مستی نمیتواند پایش را بشناسد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که در دل معشوق میرسد و در آنجا جایی برای فکر و صبر ندارد. غم و غصه او از عدم حضور معشوق در حال حاضر او را آزار میدهد و ترجیح میدهد که به آینده فکر کند. در پایان به تضاد دلدادگی و زهد اشاره میکند و میگوید که معشوق خود به غنای قلب دیگران نیازی ندارد.
به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا راخم زلفت به قلاب محبت میکشد ما را
هوش مصنوعی: در مسیر تو، راهی برای عاشقان نیست و تنها خم زلف تو ما را به دام عشق میکشاند.
اگر درپایت افکندم سری، عیبم مکن، کآنجاچنان بودم که از مستی ز سر نشناختم پا را
هوش مصنوعی: اگر به پای تو گذاشتم سرم را، مرا مورد سرزنش قرار نده، چون در آن لحظه به قدری مست بودم که نتوانستم پاهایم را بشناسم.
تو در دل میرسی مهمان چه جای صبر و عقل و جانزمانی باش، کز نامحرمان خالی کنم جا را
هوش مصنوعی: وقتی تو با دل و جان به قلبم میرسی، دیگر مکانی برای صبر و عقل و احساس باقی نمیماند. بلکه میخواهم زمانی فرا برسد که بتوانم جای تو را از دیگران خالی کنم.
غم ناآمده خوردن به نقدم رنجه میداردهمان بهتر که با فردا گذارم کار فردا را
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که هنوز برایم پیش نیامده، باعث ناراحتیام میشود. بهتر است که برای کارهایم به آینده بسپارم و به فردا فکر کنم.
ز مژگانش دل زاهد کجا یابد اثر، شاهیبلی، خود کارگر ناید سنان خار بر خارا
هوش مصنوعی: چشمها و نگاه معشوق به گونهای است که زاهدان کمدیده نیز از تأثیر آن بینصیب نمیمانند. در واقع، قدرت و جاذبهای که در نگاه او وجود دارد، چنان است که حتی سختترین و استوارترین دلها را تحت تأثیر قرار میدهد.