شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد دل شاعر میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که از او روی برنگرداند، چرا که دلش به عشق او دردمند است. او به قدرت و شگفتی معشوق در اداره زندگی و سرنوشت اشاره میکند و احساس بندگی و گرفتار بودن را در کنار زیباییها و پیچیدگیهای معشوق بیان میکند. همچنین نقدی به موعظهگران دارد که گاه به نصیحتهایی میپردازند که به خاطر عشق و احساسات واقعی نمیتوان به راحتی به آنها عمل کرد. شاعر در پایان به تلخی میگوید که نباید بر غم و نگرانیهایی که عشق به همراه دارد، به راحتی گذشت.
ابرو ز من متاب، که دل دردمند تستتیری که خورده ام ز کمان بلند تست
هوش مصنوعی: به ابرویت نغلط، چرا که دل من از درد رنج میکشد. تیرِی که به من اصابت کرده، از کمان تو رها شده است.
آباد، کشوری که تویی شهریار آنآزاد، بنده ای که گرفتار بند تست
هوش مصنوعی: سرزمین و سرزمینداری که تو فرمانروای آن هستی، در واقع شکوفاست. اما کسی که در بند تو باشد، آزادی را در آن سرزمین نمییابد.
زلفی بتاب رفته و ابرو گره زدهبیچاره آنکه صید کمان و کمند تست
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو که بر سر افتاده و ابروهای کمانیات که به شکل خاصی خم شده، دلباخته را به غم و اندوه میاندازد. افسوس بر کسی که به دام عشق تو افتاده و در تله کمالها و زیباییهای تو گرفتار شده است.
ای واعظ این حدیث کجا قول ما کجاهنگامه برشکن، که نه هنگام پند تست
هوش مصنوعی: ای واعظ، این صحبتها کجا و حرفهای ما کجا! اکنون وقت صحبت و پند نیست، وقت شادی و جشن است.
فرموده ای که شاهی از این در کمینه ایستمپسند بروی اینهمه غم گر پسند تست
هوش مصنوعی: اگر همواره نگران عقب ماندن از دیگران هستی، بهتر است این شادیها و نعمتها را به خودت نپسندی. در این صورت، به جای غم و اندوه، با کمال رضایت زندگی کن.