شمارهٔ ۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره تأثیر عمیق عشق بر روح و دل انسان است. عشق، شاعر را به سمت و سوی جایی میبرد که ملامت و درد در آنجا وجود دارد. شاعر از حکیم میپرسد که آیا این زنجیر زیبایی و عشق، او را نیز به جنون میکشاند؟ او همچنین به تأثیر چشم و لب محبوبش اشاره میکند که درد و خونریزی به همراه دارد. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند که حتی باعث آسیب به جانشاهان نیز میشود. به طور کلی، این شعر از غم و شادی عشق و قدرت آن بر انسان سخن میگوید.
مرا عشقت از ره برون میبردبه کوی ملامت درون میبرد
هوش مصنوعی: عشقت من را از راه خودم دور میکند و به جایی میبرد که در آن سرزنش و ملامت وجود دارد.
گر اینست زنجیر زلف، ای حکیمترا هم به قید جنون میبرد
هوش مصنوعی: اگر این زنجیر مو است، ای حکیم، تو را نیز به جنون میکشاند.
به تاراج دل چشم او بس نبودلبش نیز خطی به خون میبرد
هوش مصنوعی: چشم او فقط دل مرا نمیگیرد، لبش هم خطی به خون میکشد.
گل از روی او هست در انفعالولیکن به خنده برون میبرد
هوش مصنوعی: گل به خاطر زیبایی و ویژگیهایش از چهره او سر بر آورده، اما او با خنده و شادی، حس و حالش را به نمایش میگذارد.
اگر شاهی از لعل او برد جاناز آن چشم خونریز چون میبرد؟
هوش مصنوعی: اگر یک پادشاه از زیبایی و جذابیت چشمان آن معشوق بمیرد، پس چگونه است که او اجازه میدهد چنین چشمان خطرناکی از او جان بگیرند؟