شمارهٔ ۵۴
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از تأثیر زلف محبوبش بر دل خود میگوید و به سختیهایی که در شبها پیش میآید اشاره میکند. او به غم و جنون خود به خاطر عشقش اشاره کرده و بیان میکند که عشق باعث شده تا هر کسی به نوعی گرفتار آن شود. در پایان به سرسختی و پایبندی معشوق اشاره میشود که حتی زمانی برای آرامش نمییابد.
دل زلف ترا گرفت، بد کردشبگیر بد از برای خود کرد
هوش مصنوعی: دل من را زلف تو گرفت و در تاریکی شب بدی کرد، ولی این بدی را برای خودت انجام دادی.
ایام بخون من کمین داشتخاصه که غم تواش مدد کرد
هوش مصنوعی: روزهای زندگیام با درد و غم پر شده است، به ویژه اینکه غم تو به من کمک کرده است.
ما را به جنون چه جای طعنهپیش تو که دعوی خرد کرد؟
هوش مصنوعی: ما را به دیوانگی چه نیازی است به طعنههای تو، وقتی خودت ادعای عقل و خرد داری؟
زد قرعه بنام هر کسی عشقما را به غم تو نامزد کرد
هوش مصنوعی: قرعهکشی برای هر کس افتاد، عشق ما به غم تو مربوط شد.
شاهی چو صبا دمی نیاسودتا میل بتان سرو قد کرد
هوش مصنوعی: پادشاهی همچون نسیمی آرام نبود تا زمانی که خواسته معشوقان به زیبایی قامت رسید.