شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ شدت عشق و وابستگی عاطفی است. شاعر بیان میکند که اگر عشقش زمام دلش را نگیرد، دلش به جایی دیگر نخواهد رفت. او به وضعیت دیوانگی خود افتخار میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند بر دل عاشق تأثیر بگذارد. اگر معشوق بخواهد جفایی کند، او را به راحتی میبخشد، چون عاشقی نمیتواند تحت تأثیر زمان و گذر روزها قرار گیرد. همچنین شاعر بیان میکند که اگر چشم معشوق غافل شود، او توانایی دارد که جانش را برای عشقش فدای عشق کند. در نهایت، شاعر از سرنوشت عاشق و قاتل عشق صحبت میکند و میگوید تنها در عشق واقعی ممکن است کسی جانش را بدهد و دامن قاتل را به عهده بگیرد.
گرم عشقت عنان دل نگیرددلم کوی بلا منزل نگیرد
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در دلم کنترل نداشته باشد، دل من به جایی بیخطر نخواهد رفت.
مرنج از بیخودیهای دلم، زانکز دیوانه کسی بر دل نگیرد
هوش مصنوعی: نگران حال بیخودی دل من نباش، چون هیچکس از دیوانه-hearted به دل نمیگیرد.
اگر چشمت جفایی کرد، سهل استکسی بر مست لایعقل نگیرد
هوش مصنوعی: اگر چشمت خطا و اشتباهی کرد، مهم نیست، چون کسی به کسی که عقلش را از دست داده، ایراد نمیگیرد.
نسازد عاشقی را خاک، ایامکه اول باغمت در گل نگیرد
هوش مصنوعی: عاشق را در روزهای نخستین عشق نمیتوان فراموش کرد و نمیتوان به سادگی از یاد برد.
توانم برد جان از بند زلفتاگر چشم توام غافل نگیرد
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو غافل نباشند، میتوانم جانم را از اسارت زلفت آزاد کنم.
دوانم اشک را هر دم بکویشکه دانم راه بر سائل نگیرد
هوش مصنوعی: هر لحظه اشکهایم را به سوی او میفرستم، زیرا میدانم که در میان درخواستکنندگان جایی را برای خود نمییابد.
بشرطی شد قتیل عشق، شاهیکه فردا دامن قاتل نگیرد
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق بمیرد، فقط در صورتی که شاه فردا از دامن قاتل خود دست نکشد، این مرگ معنا دارد.