شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقل از ساقی میگوید که وقتی ساقی جامی را میچرخاند، دلش به یاد لب معشوق میافتد. نسیم صبای عشق او را به یاد بوی لعل محبوبش میاندازد و دلش بارها به خاطر وفای او به خون میگردد. شاعر از پیر عقل میخواهد که او را از صحبت با دیوانگان بازدارد و اشاره میکند که اگر کسی او را از در معشوق دور کند، دلش به وفای معشوق باز میگردد. در پایان، به سرنوشت بدی که بر او نازل شده اشاره کرده و میپرسد که آیا نوشتهای از گردون او را به این حال نشسته است.
چو ساقی آن قدح لاله گون بگردانددلم خیال لبش در درون بگرداند
هوش مصنوعی: وقتی ساقی آن جام قرمز رنگ را به دور میچرخاند، قلب من در خیال لب او میچرخد و به فکر اون میافتد.
صبا ز لعل تو تا غنچه را دهد بوییهزار بار دلش را بخون بگرداند
هوش مصنوعی: نسیم با بوی لعل تو، غنچه را به عطر خود معطر میکند و بارها دلش را به عشق تو به زحمت میافکند.
به پیر عقل بگوئید، تا برای خداعنان ز صحبت اهل جنون بگرداند
هوش مصنوعی: به فرد دانا بگویید که برای خدا، گفتوگو با آدمهای دیوانه را متوقف کند.
گرفتم آنکه براند رقیبم از در تودل مرا ز وفای تو چون بگرداند؟
هوش مصنوعی: من کسی را به دست آوردهام که رقیبم را از در تو دور کرده است. دل من از وفای تو چگونه میتواند به سوی دیگری برگشته باشد؟
ز لوح وصل چه خواند به بخت بد، شاهیمگر نوشته گردون دون بگرداند
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که کسی با سرنوشت بد، از لوح وصل (محبت و پیوند) چه چیزی خواهد خواند؟ آیا تنها شاهی میتواند سرنوشت را تغییر دهد یا برگرداند؟ این بیان نوعی بیاعتباری نسبت به قدرتها و سرنوشت نشان میدهد.