شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق میپردازد. او از زنجیر زلف معشوق صحبت میکند که دلش را در بند کرده و عقلش را از او جدا کرده است. شاعر به رقیب هشدار میدهد که از ورود به زندگیاش دوری کند و همچنین از دعوت به توبه میگوید، زیرا آنها از ابتدا در عشق سوگند خوردهاند. در نهایت، او به خداوند پناه میبرد و از او میخواهد که رنج و ستم رقیب را نپسندد.
به زنجیر زلفت دل ماست در بندز سر رشته عقل بگسسته پیوند
هوش مصنوعی: دل ما به زنجیر زلف تو گرفتار است و عقل ما از این روابط به هم خورده و گسسته شده است.
رقیبا، مران از در دوست ما راکه بینند سگ را بروی خداوند
هوش مصنوعی: ای رقیب، ما را از درِ دوست دور نکن که اگر تو میبینی، سگ را در برابر خداوند نگهداشتهاند.
به توبه مکن دعوت ای شیخ ما راکه ما اول از عهد خوردیم سوگند
هوش مصنوعی: ای شیخ، ما را به توبه دعوت نکن، زیرا ما از همان آغاز زندگی، بر روی قسمهایی که خوردیم، ایستادهایم.
شناسیم قدر سگان درش راکه ما هم در آن کو دویدیم یکچند
هوش مصنوعی: ما میزان ارزش و منزلت سگان در درگاه را میشناسیم، زیرا ما نیز زمانی در آن کوه دویدهایم و تجارب مشابهی داشتهایم.
رقیب ستمکاره بر جان شاهیجفا میپسندد، خدایا تو مپسند
هوش مصنوعی: رقیب ظالم به جان شاه سخت بیرحمی میکند، اما خداوندا، تو این را نپسند.