شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر میگوید که اگر یاد محبوبش به او بیفتد، روح رنجدیدهاش از غم آزاد میشود. نسیم صبح بوی محبوبش را آورده و این خاطره باعث شعلهور شدن آتش عشق در دل او شده است. شاعر به پایان روزها اشاره میکند که دلتنگی و غم او هنوز بر دل محبوب اثر نگذاشته است، هرچند صدای نالهاش حتی سنگ را به فریاد میآورد. او به یاد احبابش تأکید میکند و به محبوبش میگوید که دل انسان، مانند سرزمین زیبا نیست که تنها مهمان باشد، بلکه میتواند بدون عشق آباد نباشد. در نهایت، شاعر میگوید که در جایی که زیبایی و عطر گلها وجود دارد، عشق و غم نیز جای خود را دارند.
گر به عمری ز من دلشدهات یاد آیدجان محنت زده از بند غم آزاد آید
هوش مصنوعی: اگر در طول عمرت یاد من همیشه با تو باشد، روحی که در رنج و درد گرفتار است، از زنجیر غم رها خواهد شد.
دی صبا بوی تو آورد و به جان زد آتشترسم این شعله زیادت شود ار باد آید
هوش مصنوعی: هواپیما از جانب صبا بوی تو را به ارمغان آورد و آتش عشقم را به جانم افکند. میترسم اگر بادی وزید، این شعله بیشتر و بیشتر شود.
روزها رفت و دلت بر من غمدیده نسوختگرچه از ناله من سنگ بفریاد آید
هوش مصنوعی: روزها گذشت و دلت برای من که غمگین هستم، محلی از اعراب نداشت، با این که صدای ناله من تا حدی بلند است که سنگها هم به فریاد میآیند.
جان من، جانب احباب فراموش مکنزود باشد که سخنهای منت یاد آید
هوش مصنوعی: عزیزم، فراموش نکن که به دوستانت اهمیت بدهی، زود به یاد خاطرات گذشته و حرفهای خوب میافتی.
دل نه منزلگه سلطان خیال است، که اومیهمانیست که در کشور آباد آید
هوش مصنوعی: دل مکانی برای حاکم خواب و خیال نیست، بلکه او فقط مهمانی است که به سرزمین سرسبز و آباد میآید.
بلبل دلشده گر ناله کند، عیب مکندر دیاری که نسیم گل و شمشاد آید
هوش مصنوعی: اگر بلبل در دلش احساس ناراحتی کند و نالهای سر دهد، در سرزمینی که نسیم گلها و درختان شمشاد میوزد، نباید به او ایرادی بگیری.
هیچ شک نیست که از پای درآید شاهیچشم خونریز تو گر بر سر بیداد آید
هوش مصنوعی: بدون شک، اگر ظلم و ستم ادامه پیدا کند، قدرت و سلطنت تو به خطر خواهد افتاد و به زودی از پای درخواهد آمد.