شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای باغ و گلها میپردازد و از دلمشغولیهای عاشقانهاش سخن میگوید. او به محبوبش میگوید که اگرچه میخواهد از عشق او دل بکند، اما گویی این کار برایش دشوار است. شاعر به شیطنت و زیبایی محبوب اشاره میکند و فکر میکند که حتی اگر از او دور شود، روزی باز خواهد گشت. همچنین، او به امید بخت و فرصتی که ممکن است پیش بیاید، اشاره میکند و دلش به یاد محبوبش میتپد. این شعر در نهایت حالتی از امید و انتظار را القا میکند.
باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آیدعالمی را هوس رفته ز سر باز آید
هوش مصنوعی: وقتی که باغ مانند گل زیبایی از سفر برمیگردد، آرزو و اشتیاق دنیا نیز از سر مردم دور خواهد شد.
گفتمش: عاقبت از مهر تو باز آرم دلزیر لب خنده زنان گفت: اگر باز آید
هوش مصنوعی: به او گفتم: در نهایت از عشق تو دل را سرد میکنم. او زیر لب خندهای کرد و گفت: اگر بخواهی چنین کنی، ممکن است دوباره به دل من برگردی.
گل بدینگونه که از شرم تو بگریخت ز باغشوخ چشمی بود ار سال دگر باز آید
هوش مصنوعی: گل به خاطر شرم تو از باغ فرار کرد، اگر سال آینده دوباره بیاید، به خاطر آن چشمهای شوخ و نازک است.
آخر ای جان که هوس میکندت آن سر کوباش تا از دل آواره خبر باز آید
هوش مصنوعی: ای جانم، تو که دلت جستجوی آن مکان را دارد، در آنجا باش تا از دل آشفته خبر خوشی برسد.
یار بگذشت و مرا دیده چو نرگس بر راهبامیدی که از این راهگذر باز آید
هوش مصنوعی: دوست از کنار من گذشت و من با چشمهایی پر از امید، مانند نرگس در مسیر ایستادهام، به این امید که او دوباره از این راه برگردد.
گر از این سوی وزد باد عنایت ناگاهکشتی بخت ز گرداب خطر باز آید
هوش مصنوعی: اگر باد خوشی از این سمت بیفتد، ناگهان کشتی سرنوشت از گرداب خطر نجات پیدا میکند.
شاهی، ار باز قدم رنجه کند بخت بلندناگهان شاهد مقصود ز در باز آید
هوش مصنوعی: اگر شاهی قدمی به سمت ما بردارد، ناگهان بخت بلند و خوشی به سراغمان میآید و آرزوهایمان به حقیقت میپیوندد.