شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف چهره و زلف معشوق پرداخته و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند با زیبایی او مقایسه شود. او همچنین به مشکلات و دردهای عاشق اشاره میکند و از رازهای عاشقانه سخن میگوید. در نهایت، شاعر به غم و اندوه ناشی از عشق پرداخته و تأکید میکند که این غم به اندازهی ارزش و زیبایی معشوق مهم و قابل توجه است.
با روی تو از سمن که گوید؟با کوی تو از چمن که گوید؟
هوش مصنوعی: با چهره زیبای تو، چه کسی میتواند از گلستان بگوید؟ و با حضور تو، چه چیزی میتواند از باغ و چمن صحبت کند؟
جایی که تو زلف و رخ نمائیاز سنبل و نسترن که گوید؟
هوش مصنوعی: در جایی که تو با زیبایی و جذابیت خود میدرخشی، دیگر گلهای زیبا مانند سنبل و نسترن چه سخنی میتوانند بگویند؟
با لعل تو غنچه لب فرو بستپیش تو از آن دهن که گوید؟
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی لبهای تو، گل از شرم جلوهاش را مخفی کرده است. حالا آیا اظهارنظر در مورد این زیبایی از آن دهنِ چه کسی برمیآید؟
درد همه پیش یار گفتندمن خود چه کسم؟ ز من که گوید؟
هوش مصنوعی: همه دردها و مشکلاتشان را به دوستشان گفتند، اما من که چه کسی هستم که درباره خودم صحبت کنم؟ از من کی گوش میدهد؟
گر باد صبا نیاید از دوسترازی به هر انجمن که گوید؟
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی از طرف دوست نوزد، در هر مجلسی چه کسی میتواند رازهایی را که او نگفته بیان کند؟
گفتی: غم او مگوی با دلاین با دل خویشتن که گوید؟
هوش مصنوعی: گفتی که از غم او با دل خودت سخن نگوی، پس با دل خودت چه کسی میتواند چنین حرفی را بزند؟
از غم چو زر است روی شاهیبا آن بت سیمتن که گوید؟
هوش مصنوعی: از غم مثل طلاست روی پادشاهی که با آن بت زیبای خود چه میگوید؟