شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوستی دعوت میکند که شبی را در کوی او بگذراند و به درد دل او رسیدگی کند. او اشاره میکند که ایام وصال (دوستی) خوش است و میتواند غم دوری را فراموش کند. شاعر اظهار میکند که عشقش را به معشوق تقدیم کرده و در راستی و عذرخواهی از او در برابر درگاهش ایستاده است. همچنین، او زاهدان را دعوت میکند که از نعمتها بهرهمند شوند و به یاد بیاورند که حتی شاهان نیز در زندگی خود باید گاهی از لذتهای دنیا بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر با زبان تمنا و آرزو از دوستی و خوشیها سخن میگوید.
ای دوست، شبی به کوی ما باشدرد دل ریش را دوا باش
هوش مصنوعی: ای دوست، یک شب در کوچه ما باش و به درد و دل ریشی که داریم، تسکین بده.
ایام وصال، خوش زمانی استگو محنت هجر در قفا باش
هوش مصنوعی: زمانی که در کنار محبوب هستیم، ایام خوشی است، حتی اگر در دوری و جدایی درد و رنجی وجود داشته باشد.
دادم دل و جان به عذرخواهیبر خاک درش، نگفت شاباش
هوش مصنوعی: من دل و جانم را در پای در خانهات گذاشتم و از ته دل عذرخواهی کردم، اما تو هیچ واکنشی نشان ندادی.
ای زاهد شهر، ما و کویشجنات نعیم گو ترا باش
هوش مصنوعی: ای زاهد شهر، ما بهشتهای نعیم را در کوی تو میدانیم، پس تو چه میگویی؟
شاهی، همه عمر می کشیدیروزی دو سه نیز پارسا باش
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تمام عمرت را در تلاش بودهای، اکنون نیز هر روز کمی از راه درست و صحیح فاصله نگیرید.