شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به معشوق است. شاعر به محافل و جایی که معشوق حضور دارد اشاره میکند و میگوید هر کسی که در این کوی ساکن شود، جان خود را به خطر میاندازد. او با استفاده از تصاویری مثل شمع و پروانه، ذوب شدن در عشق و دلبستگی را تصویر میکند. به عبارتی دیگر، عشق گاهی میتواند آتشزا و خطرناک باشد. همچنین شاعر به زیبایی و پاکدامنی معشوق خود اشاره میکند و اعتراف میکند که در عین حال که از این عشق رنج میبرد، از آن نیز خوشحال است. بیت آخر نشان میدهد که حتی اگر کسی از معشوق دور باشد، همچنان به یاد او و به جستجوی محبتش میپردازد.
هر که کوی تو ساخت مسکن خویشخون خود میکند بگردن خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر تو زندگی خود را بنا کند، به نوعی بار مشکلات و چالشهای آن را بر دوش خود تحمل میکند.
دانه خال پیش رخ بنمایتا گل آتش زند به خرمن خویش
هوش مصنوعی: دانهای سیاه را به نمایش بگذار تا شعلههای عشق در درونت شعلهور شود.
شمع، پروانه را بسوخت، ولیکزود بریان شود به روغن خویش
هوش مصنوعی: شمع پروانه را سوزاند، اما خود به سرعت در روغن خود ذوب میشود.
تا گل از باد صبح بوی تو یافتجامه ها پاره کرد بر تن خویش
هوش مصنوعی: تا وقتی که گل در صبح بادی به عطر تو رسید، لباسهایش را پاره کرد و به حالت خودنمایی درآمد.
گر دلم چاک دامن افتاده استخوشم از چشم پاکدامن خویش
هوش مصنوعی: اگر دلم به خاطر عشق و احساساتش در هم ریخته است، اما باز هم از پاکی و عفت خودم خوشحال هستم.
هست شاهی ز آستان تو دورمرغ آواره از نشیمن خویش
هوش مصنوعی: ملکهای وجود دارد که از درگاه تو فاصله دارد، همانند پرندهای که از آشیانهاش دور افتاده است.