تناجی
امیر شاهی سبزواری

شمارهٔ ۱۲۷

چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هممرا تنگ آمده بی‌او دلی از باغ و صحرا هم
چو حال دردمندان عرضه داری ای صبا پیششدر آن حضرت به گستاخی درودی گوی از ما هم
اجل از آستانت می‌کشد رختم در آن عالمبحمدالله که با داغ توام اینجا و آنجا هم
تو ای کز جام وصلش جرعه‌ای داری، غنیمت دانخوش آن روزی که این دولت میسر بود ما را هم
به صوت بلبلان شاهی، نوای ناله افزون کنکه خوش باشد دو عاشق را حدیث درد دل با هم