شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جانب طبیعت صحبت میکند که چمن و سبزه و سرو در حال شکفتن هستند، اما او بدون معشوقش احساس دلتنگی میکند و دلش از باغ و صحرا نیز تنگ شده است. شاعر از صبا میخواهد که حال دردمندان را به معشوق برساند و درود او را بگوید. او از نزدیک شدن اجل صحبت میکند و با دلتنگی به داغی که از معشوق در دل دارد، اشاره میکند. شاعر همچنین به اهمیت وصل و روز خوشی که این وصال را به دست میآورد، تأکید میکند و در انتها از بلبلان میخواهد که نواهایی بخوانند تا دو عاشق بتوانند درد دلشان را با هم در میان بگذارند.
چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هممرا تنگ آمده بیاو دلی از باغ و صحرا هم
هوش مصنوعی: چمن سبز شده و گلها شکوفا شدهاند، سروها هم به ارتفاع رسیدهاند، اما من بدون او احساس تنگی و دلتنگی میکنم، دلام از باغ و دشت نیز خسته است.
چو حال دردمندان عرضه داری ای صبا پیششدر آن حضرت به گستاخی درودی گوی از ما هم
هوش مصنوعی: ای نسیم، وقتی حال دردمندان را پیش آن بزرگ عرضه میداری، با جرأت از طرف ما نیز سلامی برسان.
اجل از آستانت میکشد رختم در آن عالمبحمدالله که با داغ توام اینجا و آنجا هم
هوش مصنوعی: مرگ از درگاه تو مرا به آن سوی جهان میبرد و با کمال خوشحالی میگویم که در این دنیا و آن دنیا همواره با یاد تو درگیرم.
تو ای کز جام وصلش جرعهای داری، غنیمت دانخوش آن روزی که این دولت میسر بود ما را هم
هوش مصنوعی: ای آنکه از جام وصالش جرعهای نوشیدهای، قدر بدان آن روز را که این نعمت برای ما نیز فراهم بود.
به صوت بلبلان شاهی، نوای ناله افزون کنکه خوش باشد دو عاشق را حدیث درد دل با هم
هوش مصنوعی: به صدای بلبلان، نغمهای از غم و اندوه بیفزایید، زیرا برای دو عاشق خوشایند است که درباره درد و دلهای خود با یکدیگر صحبت کنند.