شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و حالتی عشقآمیز اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون باده، ساقی و نوروز، فضایی شاداب و سرزنده را توصیف میکند. او از دوستی که هم در خشم و هم در عشق رقیبی دارد، سخن میگوید و به ناز و زیبایی معشوق اشاره میکند. شاعر خاطراتی از روزهایی دارد که از زیبایی معشوق میترسیده و اکنون احساس تنهایی و دردی عمیق دارد، مانند نای مطرب یا شمعی در تیره روزی. در نهایت، او به عمق جراحات عاطفی خود و تیر دلدوزی اشاره میکند که از عشق ناشی میشود.
باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنیندیده روشن کن بروی مجلس افروزی چنین
هوش مصنوعی: نوشیدنی رنگی مثل گل است و محبوب من مثل ساقی آن را سرو میکند. امسال نوروز برای ما روشن و پرشور است و مراسم را با نور و زیبایی میآراید.
دوست با ما در مقام خشم و دنبالش رقیبیار ما بد مهر و دنبالش بدآموزی چنین
هوش مصنوعی: دوست در زمان خشم ما به ما نزدیک میشود و به دنبال آن، رقیب همسر ما به ما بدی میکند و این بدآموزی نیز به دنبالش میآید.
آفتابی بود حسنت، سایه از ما برگفتروزگاری شد که میترسیدم از روزی چنین
هوش مصنوعی: تو مانند آفتابی زیبا بودی که سایهام را از من دور کرد. حالا به زمانی رسیدهام که از چنین روزی میترسیدم.
همچو نای مطربم، با ناله و دردی چنانهمچو شمع مجلسم، در گریه و سوزی چنین
هوش مصنوعی: من مانند نای موسیقی، با نالهای از درد زندگی میکنم و همچون شمعی در مجلس، در حال گریه و سوختن هستم.
سینه مجروح شاهی و خدنگ ناز اووان دل صد پاره را هم تیر دلدوزی چنین
هوش مصنوعی: دل شکستهای دارم که به خاطر عشق شاهی مجروح است و تیر عشق او، مانند خدنگی ناز، به آن سراخ کرده و زخم زده است.