شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و ارادت به خداوند و عشق به زندگی است. شاعر از پیر مغان (نماد روحانی و دانا) یاد میکند و به یادآوری ذكر خیر پروردگار میپردازد. او به لذتها و میگساریها اشاره دارد، در حالی که از ناپایداری دنیا و بیوفایی آن سخن میگوید. شاعر به زیباییهای آسمان و زمین اشاره کرده و از ساقی میخواهد که به او شرابی دهد تا در کنار فراموشی دنیای فانی، از شیرینی لحظات الهی لذت ببرد. در نهایت، او با تأکید بر یکتایی خداوند، از دیگران دوری میکند و بر عشق به دینی که به آن انس دارد، تأکید میکند.
ما حق شناس پیر مغانیم و دیر اوخالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او
هوش مصنوعی: ما قدردان پیر مغان هستیم و همیشه در یاد او هستیم و هرگز از یاد نیکیهایش غافل نمیشویم.
می خور برغم دهر، که خون تو میخورندکیوان دیر دور و مه زود سیر او
هوش مصنوعی: به زندگی خود ادامه بده و از خوشیها بهرهمند شو، زیرا زمان و دنیا به سختیها و دردها توجهی ندارند. زندگی کوتاه است و باید از لحظاتش لذت ببری.
ساقی بیا که ملک سلیمان بباد رفتخالی فضای دشت و در از وحش و طیر او
هوش مصنوعی: ای ساقی بیا که سلطنت و قدرت سلیمان نابود شده است؛ اکنون فضاهای این دشت خالی و بدون زندگی است و دیگر از پرندگان و حیوانات خبری نیست.
کس تهمت دویی ننهد آفتاب راای دل بدوز دیده غیرت ز غیر او
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به خورشید که نماد روشنی و صداقت است، تهمت بزند، پس ای دل، به خودت گزیر نده و چشم خود را از غیر او بپوشان.
شاهی، ز پیر مکیده بستان پیالهایسرمست بگذر از در دیرینه دیر او
هوش مصنوعی: پادشاهی از دورتر به دستان پیر مورد احترام، جامی پر از شراب را دیده و از در قدیمی و دیرینهی آن محل عبور میکند.