شمارهٔ ۱۵۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر است. شاعر از باد صبح میخواهد که پیغام یار را به او برساند و از بلبلان، که دلشان به یاد یار غمگین است، سخن بگوید. او عشق را به لعل و لطافت عیسی تشبیه میکند و از باد میخواهد که حقیقت عشق را به همه بگوید. شاعر در ادامه بر سختیهای عشق و محنت جانان اشاره میکند و از کسانی که عاشق هستند میخواهد تا احساساتشان را با خودشان در میان بگذارند.
ای باد صبحدم، خبر یار من بگوبا بلبل از شمایل سرو و سمن بگو
هوش مصنوعی: ای باد صبح، لطفاً پیام یارم را به من برسان و با بلبل از زیباییهای سرو و سمن بگو.
اندوه بلبلان خزان دیده، ای صبادر نوبهار با گل و با نسترن بگو
هوش مصنوعی: ای نسیم، در این بهار زیبا که گلها و نسترنها شکوفه زدهاند، برای ما از غم بلبلانی بگو که در فصل پاییز دچار اندوه شدهاند.
لعل ترا لطافت عیسی است در نفسمن مردم، از برای خدا یک سخن بگو
هوش مصنوعی: عشق تو، شبیه لطافت عیسی در جان من است. ای مردم، به خاطر خدا، یک کلمه بگو.
چون عشق از این سرود نهان پرده برگرفتگو خاص و عام بشنو و گو مرد و زن بگو
هوش مصنوعی: وقتی که عشق این سرود پنهان را آشکار کرد، خاص و عام باید بشنوند و بگویند، چه مرد و چه زن باید صحبت کنند.
شاهی، بلا و محنت جانان مگو به غیرگر مرد عشقی این همه با خویشتن بگو
هوش مصنوعی: ای پادشاه، درباره مشکلات و سختیهای معشوق خود با کسی جز محبوب خود سخن مگو. اگر مرد عشق هستی، همه این دردها و غصهها را فقط با خودت در میان بگذار.