شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وفاداری است. شاعر از دل شیدایش برای یک معشوق خاص صحبت میکند و میگوید که به هیچ چیز جز عشق واقعی و خالص فکر نمیکند. او بر این نکته تأکید میکند که در عشق، دل و معشوق باید یکی باشند. همچنین، شاعر به زیباییها و زشتیهای جهان اشاره میکند و میگوید که در این دنیا تنها یک گل و یک خار وجود دارد، و نهال عشق جایگاهی ویژه دارد. در پایان، شاعر به ناپایداری دنیا اشاره میکند و توصیه میکند که از غم و اندوه پرهیز کنیم، زیرا هیچ چیز در این دنیا ثابت و پایدار نیست.
مرا دلی است بدان زلف تابدار یکیمرا سری است بر آن خاک رهگذار یکی
هوش مصنوعی: دل من به زلف زیبای کسی دل بسته و سر من نیز در راهی است که به آن خاک میرسد.
ز لوح خاطر عاطر غبار غیر بشویکه شرط عشق بود دل یکی و یار یکی
هوش مصنوعی: از حافظ میخواهیم که به یاد داشته باشیم که در دل خود هیچ چیز غیر از عشق محبوب را جا ندهیم. زیرا عشق واقعی، قلبی واحد میطلبد که فقط برای معشوق باشد و کاملاً درگیر او شود.
بخند بر همه خوبان، که نوبهار تراهنوز گل نشکفته است از هزار یکی
هوش مصنوعی: ببند بر تمام زیباییها، زیرا بهار تو هنوز شکوفهای از هزاران گل را نداشته است.
ببند دیده چو نرگس ز خوب و زشت جهانکه گل یکیست در این بوستان و خار یکی
هوش مصنوعی: چشمان مثل نرگس، زیبایی و زشتی دنیا را میبینند. در این باغ، گل و خار هر دو وجود دارند، ولی در نهایت، زیبایی آنها یکی است.
غمین مباش گر از دل قرار شد، شاهیچو کارهای جهان نیست برقرار یکی
هوش مصنوعی: ناراحت نباش اگر دل آرام نیست، چرا که هیچ کار دنیا پایدار نیست و همواره در حال تغییر است.