شمارهٔ ۱۸۱ - در باب بار ندادن بایسنقر به وی در مجلسی
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و غمانگیز پرداخته است. گویا سخنگو از محبوب میخواهد که از خواب بیدار شود و زیباییهای خود را نشان دهد، زیرا زمان زندگی گذراست. او از درد و رنج عاشقانی صحبت میکند که با وجود عشق، مورد بیمهری قرار گرفتهاند. نگران آثار غمانگیز محبت است و به روشنی تفاوت میان عشق و تنعم را نشان میدهد. در کل، شعر ابراز احساسات عمیق و درد عاشقی را به تصویر میکشد.
ای که در بزم طرب جام دمادم میزنیخون دل ناخورده چند از عاشقی دم میزنی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که در مجالس شادمانی مدام مشغول نوشیدن هستی، چرا درباره عشق میگویی و از زخمهای دل صحبت میکنی در حالی که خود هنوز درد عشق را تجربه نکردهای؟
ضایع آن نازی که با اهل تنعم میکنیحیف از آن تیری که بر دلهای بیغم میزنی
هوش مصنوعی: نابود کردن زیبایی و دلربایی تو با افرادی که در رفاه زندگی میکنند، بیفایده است. همچنین، تیری که به دلهای بیغم میزنی، بهواقع هدر میرود و حیف است.
باز کن از خواب ناز آن نرگس رعنا که عمرمیرود چون دور گل، تا چشم بر هم میزنی
هوش مصنوعی: از خواب شیرین بیدار شو ای نرگس زیبا، که زمان به سرعت میگذرد و مانند گلی که در یک دور تماشا میشود، عمر انسان نیز کوتاه است و زود گذر.
میگشایی طره و دلها به غارت میبریمینمایی چهره و آتش به عالم میزنی
هوش مصنوعی: موهایت را باز میکنی و دلها را به راحتی میدزدی، چهرهات را نشان میدهی و با زیباییات آتش به جان دنیا میزنی.
میکنی محروم از این در شاهی درمانده رادست رد بر سینه یاران محرم میزنی
هوش مصنوعی: تو کسی را که درمانده و نیازمند است، از درگاه شاهی محروم میکنی و به یاران خود که به تو نزدیکند، بیاعتنایی میکنی.