شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان افکار و احساسات عمیق عاشقانه و عواطف دردناک شاعر اشاره دارد. شاعر از ناکامیها و دلتنگیهای خود برای محبوب سخن میگوید و به سوز دل و غم نهانی اشاره میکند. او از عشق و وابستگیاش به محبوب سخن میگوید و نگرانیهای خود را ابراز میکند. شاعر به شمع و پروانه تشبیه میشود که در دنیای عشق، شمع به محبوب و پروانه به خود شاعر اشاره دارد. همچنین به ناپایداری ایام جوانی و افسوس بابت از دست رفتن فرصتها اشاره میکند. در نهایت، شاعر از درد و رنج خود مینالد و امید دارد که نالهاش به جایی برسد.
ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانیما قصه خود با تو بگفتیم، تو دانی
هوش مصنوعی: ای آنکه از درد و غم پنهانی ما بیخبری، ما داستان خود را با تو در میان گذاشتیم و تو از آن مطلع هستی.
دل مینگرد سوی تو، جان میرود از دستداریم از اینروی بسی دل نگرانی
هوش مصنوعی: دل به سوی تو میتراود و جانم در حال رفتن است؛ از این طرف نگرانیهای بسیاری در دل دارم.
ای شمع، که ما را به سخن شیفته کردیپروانه خود را مکش از چرب زبانی
هوش مصنوعی: ای شمع، تو با گفتارت ما را مجذوب خود کردی، اما پروانه را به خاطر زبان شیرینت به خود مگیر.
ما حال دل از گریه بجایی نرساندیمای ناله، تو شاید که بجایی برسانی
هوش مصنوعی: ما با گریه کردن نتوانستیم به نتیجهای برسیم، اما ای ناله، شاید تو بتوانی ما را به جایی برسانی.
عمری است که با عارض تو شمع بدعویستوقتست که او را پی کاری بنشانی
هوش مصنوعی: سالهاست که چراغ شمع همچنان به خاطر چهره تو روشن است، وقت آن رسیده که او را به کار دیگری مشغول کنی.
چون غنچه، ز خوناب درون لب نگشادیمافسوس که بر باد شد ایام جوانی
هوش مصنوعی: ما چون غنچهای که درونش پر از غم و اندوه است، هیچگاه لب به سخن نگشودیم. افسوس که روزهای جوانیمان به هدر رفت.
چون دفتر گل، سر بسر از گفته شاهیهر جا ورقی باز کنی، خون بچکانی
هوش مصنوعی: هر جا که به مطالب و گفتگوهای پادشاه نگاه بیندازی، مثل دفتر گل که پر از زیبایی است، متوجه خواهی شد که در پس این زیباییها، دردی و غمی نهفته است.