شمارهٔ ۱۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و فتنۀ چشم و موی محبوب اشاره میکند و از رقیب خود میپرسد که به چه هدفی به او نزدیک میشود. او از گم شدن داستان عشق خسرو و شیرین در مقابل زیبایی رقیب سخن میگوید و به این نکته اشاره دارد که رقیب به گونهای عاشقان را به دردسر میاندازد. شاعر افسوس میخورد که رقیب خونش را میگیرد و هر لحظه به سراغ محبوب میآید. او در نهایت به قدرت و فنی که محبوب در شیوههای خود دارد، اشاره میکند.
چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟چه شیوه است که در زلف پر شکن داری
هوش مصنوعی: چه بازی و ظرافتی در چشمان زیبا و فریبندهات نهفته است؟ و چه هنری در انحنای موهایت وجود دارد؟
تو ای رقیب، چه میخواهی از من بیدلکه در میانه همین قصد جان من داری
هوش مصنوعی: ای رقیب، تو از من بیدل چه چیزی میخواهی در حالی که خودت در دل قصد جان من را داری؟
حدیث خسرو وشیرین به دور تو گم شدکه عاشقان بلاکش چو کوهکن داری
هوش مصنوعی: قصه عشق خسرو و شیرین در میان تو گم شده است، زیرا عاشقانی که به تو عشق میورزند، همچون کوهنوردانی شجاع و راسخ هستند.
تو خون گرفته چه آئی بکوی او هر دم؟مگر چو من هوس خون خویشتن داری؟
هوش مصنوعی: تو چرا هر لحظه به سراغ او میروی و خون میریزی؟ آیا تو هم مثل من آرزوی ریختن خون خودت را داری؟
ببرد شیوه چشمت . . . دل شاهیهنوز تا تو در این شیوهها چه فن داری
هوش مصنوعی: چشمانت جذابیتی دارد که دل یک پادشاه را میرباید. اما هنوز باید ببینیم تو در این شیوهها چه مهارتهایی داری.