شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس عمیق خود را نسبت به عشق بیان میکند. او میگوید که عشقش آشکار است و نمیتواند پنهان بماند. دلش از بیقراری رنج میبرد و علیرغم دردش، درمانی برای آن نمییابد. شاعر آرزو میکند که از خیال عشق رها شود، اما نمیتواند. او همچون لالهای در دلی داغ مانده و نمیتواند به محبوبش نگاهی کند. در نهایت، او معتقد است که هیچکس نمیتواند جای محبوبش را بگیرد.
آشکار ست، عشق، پنهان نیستهمچو ما در جهان رسوا نیست
هوش مصنوعی: عشق به وضوح وجود دارد و مانند ما در دنیا پنهان نیست و رسوا نیست.
آه ازین سوز بیقراریهادرد دارم و لیک درمان نیست
هوش مصنوعی: من از این ناآرامیها و دردهایی که دارم شکایت میکنم، اما هیچ راهی برای درمان آنها وجود ندارد.
کاشکی زین خیال باز رهملیک آن هم عنان بدستم نیست
هوش مصنوعی: کاش میتوانستم از این فکر رهایی پیدا کنم، ولی متأسفانه کنترلش به دست من نیست.
بردلم همچو لاله داغ بماندچون کنم نظر تو مجالم نیست
هوش مصنوعی: دل من همچون لالهای در آتش داغ مانده است و زمانی برای دیدن تو ندارم.
یار هرگز ز تو نتابد روزانکه او را بجز تو دیگر نیست
هوش مصنوعی: عزیزم هرگز رویش را از تو برنمیگرداند، زیرا او هیچکس دیگری جز تو در زندگیاش ندارد.