شمارهٔ ۴١ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر در توصیف زیبایی و جذبهی یک معشوق است که شاعر به شدت به او دل بسته و دچار فرایند عشق و شوریدگی شده است. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، حال و هوای خود را بیان میکند و احساسات عمیقش را نسبت به معشوقش به تصویر میکشد. او از چالشهای عشق، حسرتها و قدرت زیبایی معشوق سخن میگوید و به نوعی ناکامی و رنجی که از دوری یا عدم دسترسی به او احساس میکند، اشاره مینماید. در نهایت، عشق او به این "جان و دل" در این شعر به صورت عمیق و احساسبرانگیزی به تصویر کشیده شده است.
آن پریچهره که صد عاشق زارش باشدهمچو من بسته بهر موی هزارش باشد
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا که بسیاری از عاشقان را به سوی خود جذب میکند، مانند من، به خاطر زیبایی مویش آنها را گرفتار خود کرده است.
آتشی در دل من قهر تو افروخت چنانکشعله صاعقه برقی ز شرارش باشد
هوش مصنوعی: قهر و خشم تو در دل من آتش برپا کرده است، به گونهای که شعلهاش همچون صاعقهای از برق است.
سرگلزار ندارم نکنم میل بگلتا مرا پای دل آزرده خارش باشد
هوش مصنوعی: در باغ گل، به خاطر دل آزردهام، هیچ تمایلی به گلچینی ندارم.
گنج حسن است رخ او نتوان داد ز دستگر چه از غالیه صد حلقه مارش باشد
هوش مصنوعی: چهره او چون گنجی ارزشمند است و نمیتوان آن را از دست داد، حتی اگر به جمع حلقههای مار هم بیفتد.
عالمی صید کند غمزه و ابروش اگربا چنان تیر و کمان میل شکارش باشد
هوش مصنوعی: شخصی با عشوه و ناز خود میتواند دلها را شکار کند، اگر کسی با چنین ابزاری به دنبال شکار دلها باشد.
هر کجا بر گذرد جان و دل خلق جهانبر هم افتاده همه راهگذارش باشد
هوش مصنوعی: هر جا که روح و دل مردم بگذرد، همهچیز به هم میریزد و به دنبال او میآید.
روی من زردتر از برگ خزان در همه فصلاز هوای رخ چون تازه بهارش باشد
هوش مصنوعی: چهره من زردتر از برگهای پاییزی است، اما در هر فصلی، نگاه من همچون بهار تازهای است.
هر که در بحر غمش راند چو من کشتی عمرز آنمیان غایت مقصود کنارش باشد
هوش مصنوعی: هر کس که مانند من در دریای غم خود شناور است، باید بداند که نهایت آرزوی او در کنار همان دریای غم خواهد بود.
رسد ایجان و جهان از تو بکام ابن یمینگر ز انعام شهنشاه یسارش باشد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به آرزوهایت برسی و دنیا برایت خوشایند باشد، باید از نعمتها و بخششهای شاه بهرهمند شوی.
میکنم یاد تو و عید و عروسیست مراخرم آنکس که بکف چون تو نگارش باشد
هوش مصنوعی: من یاد تو و عید و جشن عروسی را در دل دارم و کسی که خطی مانند تو در دست دارد را خوشبخت میدانم.
گر بچین سر زلفت گذرد باد صبابار چون باز کند مشک تتارش باشد
هوش مصنوعی: اگر باد صبا به سر زلفت برسد، مانند این است که وقتی آن را باز کند، بوی خوش مشک را آزاد میکند.
عالمی مست می لعل تو وین نادره بینچشم خود را که همه سال خمارش باشد
هوش مصنوعی: مردی در حال مستی از زیباییهای تو است و برای همیشه در حالت خمار به تو نگاه میکند. این فرد با وجود سالها نشئهی تو، همچنان زیبایی تو را نادر و بینظیر میداند.
هر که آزاده چو سرو است چرا از ستمتدستها مانده بسر بر چو چنارش باشد
هوش مصنوعی: هرکس که آزاد و رهاست مانند سرو بلند و استوار است، چرا که از زیر فشار ستم تو، دستهایش به سرش نرسیده و مانند چنار خم نشده است.
خاصه در نوبت عدل شه شاهان جهانآنکه هر شه که بود باجگذارش باشد
هوش مصنوعی: خصوصاً در زمان حکومت عادلانهی پادشاهان، هر پادشاهی باید تسلیم و تابع حاکمیت دیگری باشد.
آنکه با رأی وی ار مهر مقابل گرددچون مه از خجلت او میل فرارش باشد
هوش مصنوعی: آن کسی که با نظر او مهر (عشق) که مانند ماه است، از خجالت به سوی او میل فرار کند.
شد سراسیمه فلک از حسد رتبت اوتا بحدیکه شب و روز دوارش باشد
هوش مصنوعی: فلک به خاطر مقام و موقعیت او به شدت نگران و مضطرب شده است، به طوری که همیشه در حال گردش و حرکت به دور اوست، نه شب را میشناسد و نه روز.
شهریارا نشود همت تو شاد بدانکز فلک انجم و سیاره نثارش باشد
هوش مصنوعی: ای شهریار، نباید به تلاشت در شادی قلبی تو امیدی داشت، زیرا از آسمان ستارهها و سیارات برای او هدیههایی فرستاده میشود.
گر بود خصم ترا آرزوی قدر بلندپایه برتر و بهتر سردارش باشد
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو آرزوی مقام و مرتبت بالاتری را داشته باشد، باید بداند که فرمانده او نیز برتر و بهتر از اوست.
هرکجا روی نهد رایت خورشید و شتفتح و نصرت ز یمین و ز یسارش باشد
هوش مصنوعی: هر جایی که پرچم خورشید برافراشته شود، پیروزی و کامیابی از سمت راست و چپ خواهد بود.
خارپشتی شود از تیر تو دشمن گه کیندشمن ار چند کشف وار کنارش باشد
هوش مصنوعی: دشمن تو مانند خارپشتی میشود که از تیر تو میترسد، حتی اگر در کنار او هم باشد، باز هم به خاطر کینهاش، خودش را محافظت میکند.
گونه قرص زر مهر ز رأی تو بودبر محک ار زخرد هیچ عیارش باشد
هوش مصنوعی: اگر سیب طلایی رنگی که نشانهی عشق و محبت توست بر ترازویی قرار بگیرد، هیچ یک از ارزشهای جهانی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
خسروا ابن یمین از دل و جان بنده تستبخت فرخنده گر از لطف تو یارش باشد
هوش مصنوعی: خسرو ابن یمین، تمام وجودم و دل و جانم بنده توست. اگر این شانس خوب با یاری تو همراه باشد، بسیار خوشبخت خواهم شد.
آسمان گر چه بود دشمن ارباب خرددوستانه ز پی رونق کارش باشد
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان ممکن است با خردمندان دشمنی کند، اما به طور دوستانه به دنبال رونق کار آنهاست.
تا فلک دور پیاپی که کند از ره طبعبود افزونتر از آن حد که شمارش باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به طور مداوم به دور میچرخد، آنچه که از طبیعت به دست میآید بیشتر از آن است که بتوان آن را شمارش کرد.
بادت از دیده و دل بنده مطواع چنانکهمه بر قطب مراد تو مدارش باشد
هوش مصنوعی: تو آنچنان بادی که چشم و دل بنده را به خود مشغول کردهای، انگار همهی آنچه در اشیاء وجود دارد به دور محور خواستههای تو میچرخد.