شمارهٔ ۶٠ - ایضاً له قصیده در مدح طغاتیمور خان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف خوشیها و لذتهای زندگی میپردازد، با دعوت به نوشیدن شراب و جشن گرفتن. او اشاره میکند که در دوران سلطنت شاه، عدالت و رفاه برقرار است و همه به آرامش رسیدهاند. همچنین از زیباییهای باغ و گلها و برتری عادلانه شاه صحبت میکند. شاعر به قدرت و بزرگواری شاه اشاره کرده و او را به عنوان منبع برکت و حیات به تصویر میکشد. در پایان، شاعر آرزو میکند که زندگی مانند ماه و آفتاب پرنور و خوش بگذرد.
صبح سعادت از افق خرمی دمیدساقی بیار باده که وقت طرب رسید
هوش مصنوعی: صبح خوشبختی از افق شادابی طلوع کرد، بیا ای ساقی، شراب بیاور که زمان شادی فرا رسیده است.
خیز آتش گداخته در آب بسته ریزیعنی که آبگینه ملون کن از نبید
هوش مصنوعی: آتش ذوب شده را در آب بریز و به این ترتیب شراب را با آب قاطی کن تا به شکل شفاف و جذابی درآید.
بهر گشاد کار بده جام خوشگوارقفل مراد را نبود همچو می کلید
هوش مصنوعی: برای اینکه کارهایم را به راحتی پیش ببرم، باید جام خوشگوار بنوشم. آرزوهایم قفل شدهاند و مانند می، نوشیدنیها کلید ورود به آنها نیستند.
دانی که برد سود ز بازار روزگارآنکو فروخت انده و شادی دل خرید
هوش مصنوعی: میدانی که در زندگی، کسی برنده است که افسوس و ناراحتی را به راحتی رها کرده و به جای آن، شادی را انتخاب کند.
برنه بدست ابن یمین جام خسرویکزوی شود چو لاله رخ همچو شنبلید
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و شکوه خاصی اشاره دارد. در اینجا، شاعر به جامی اشاره میکند که به دست ابی یمین است و این جام نمادی از قدرت و بزرگی است. همچنین، به زیبایی داشتند گل لاله و شکوفههای شنبلید (نوعی گل) نیز توجه میشود. در کل، تصویرسازی شاعر درباره جلال و جمال و ارتباط آنها با یکدیگر است.
تا درکشد بدولت شاهنشه جهانکآنرا کسی دگر نتواند چو او کشید
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاه بزرگ به قدرت و ثروت خود ادامه میدهد، هیچ کس نمیتواند مانند او سلطنت کند.
شاه جهان طغایتمورخان که آسمانهر چند گشت گرد زمین مثل او ندید
هوش مصنوعی: در بین همه پادشاهان و سران، تنها شخصیتی که مانند او در دنیا پیدا نمیشود، طغایتمورخان است. حتی اگر آسمان هم دور زمین بچرخد، باز هم کسی مثل او نخواهد بود.
مانند خضر زنده جاوید ماند آنکز آبحیات رأفت او شربتی چشید
هوش مصنوعی: مانند خضر، که نماد جاودانگی و زندگی ابدی است، او نیز به واسطهی شفقت و محبتش، طعم شیرینی را چشیده است که از آب حیات به دست آمده.
گر خصم او ز اطلس گردون لباس کردمانند کرم قز کفن خویشتن تنید
هوش مصنوعی: اگر دشمن او از ابریشم آسمان پوشش بپوشد، مانند کرم ابریشم، خود را در پیله پنهان میکند.
در باغ ملک چون گل اقبال او شکفتپشت عدو بنفشه وش از بار غم خمید
هوش مصنوعی: در باغ ملک، گل اقبال او شکوفا شد و در برابر دشمن، بنفشهای که از بار غم خمیده بود، به نظر میرسد.
هر کو بساط حضرت میمونش بوسه دادو آن پرسش و نوازش دلجوی او شنید
هوش مصنوعی: هر کسی که به میهمانی حضرت میمون میرود و به او احترام میگذارد، محبت و پرسشهای دلنشین او را میشنود.
از شوق شکر سخن دلگشای اوطوطی جانش از قفس تن برون پرید
هوش مصنوعی: از روی شوق و محبت به سخنان شیرین و دلنشین او، روح طوطیوارش از قفس جسمش آزاد شد و بیرون پرواز کرد.
نرد مراد باختن آغاز کرد خصمچون کم زد او اول ازو مهره باز چید
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که یک بازی نرد (نوعی بازی تختهای) آغاز شده است. حریف در ابتدا کمکار و ضعیف عمل کرده و به همین دلیل، بازیکن توانسته است مهرههای خود را به خوبی بچید و موقعیت بهتری پیدا کند.
پرواز باز رایت او دشمنی که دیددر گوشه همچو زاغ کمان بایدش خزید
هوش مصنوعی: پرواز مرغی را دید که دشمنی در گوشه مانند زاغی ایستاده است و به همین دلیل باید از او دوری کند.
چون از صفای رأی وی آگاه گشت صبحزد آه سرد از حسد و پیرهن درید
هوش مصنوعی: زمانی که به روشنی اندیشه او پی بردند، صبح با حسد آهی سرد کشید و چادری که بر تن داشت را پاره کرد.
آمد بجوش خون عدوش و بسر نرفتگفتی که موی او چو زرو خونش برمکید
هوش مصنوعی: خون دشمنش به جوش آمده و حالتی پر تنش دارد، انگار که موهای او مانند طلا، خونش را میمکد و به این حالت او ادامه میدهد.
شاها ز یمن عدل تو امروز در جهانآن شد که گرگ از نظر میش می رمید
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به برکت عدل تو، امروز در جهان وضع به گونهای است که حتی گرگ از ترس میش فرار میکند.
تا در پناه دولت بیدار تست ملکدر خواب رفت فتنه و آشوب آرمید
هوش مصنوعی: در سایه حکومت و حمایت قدرتمند تو، کشور در آرامش به سر میبرد و گیجی و آشوب به پایان رسیده است.
چندان ز بحر دست تو شد ابر شرمسارکزوی بجای خوی همه آب حیا چکید
هوش مصنوعی: ابرها به خاطر تو و زیباییات شرمنده و ناراحت شدهاند، آنقدر که به جای خودشان، آب حیا از آنها چکیده و بر زمین افتاده است.
از باغ ملک بوی بهی خاست لاجرمهمچون انار خصم ترا دل ز غم کفید
هوش مصنوعی: از باغ بهشتی عطر خوشی به مشام میرسد، به همین دلیل مانند دانههای انار، دل دشمنات پر از غم شده است.
زلف عروس ملک تو کش نام پرچم استحبل الله است کش نتواند کسی برید
هوش مصنوعی: زلف عروس ملک تو مانند پرچم است. این نوار تعلق به خداوند است و هیچکس نمیتواند آن را قطع کند.
ز آواز کوس و طبل تو بدخواه را برزمدیدم که دل چو رایت خفاق میطپید
هوش مصنوعی: از صدای طبل و کوس متوجه شدم که دشمن در حال نزدیک شدن است و دلش به شدت میتپد، مانند پرچمی که در باد به حرکت درآمده باشد.
شاها کمینه بنده میمون جناب توکز کاینات حضرت عالیت را گزید
هوش مصنوعی: ای شاه، من بنده کوچک تو هستم که از میان تمام موجودات، به تو افتخار میکنم و برای تو ارادت دارم.
شیرین نکرد از عسل روزگار کامتا کی زمانه منج صفت خواهدش گزید
هوش مصنوعی: زندگی شیرینی و لذتی که بشود از آن بهرهمند شد، از بین رفته است. نمیدانم تا کی این روزگار سخت و تلخ به من آسیب خواهد زد.
وقتست اگر برین دل رنجور ناتوانخواهد نسیم گلشن الطاف او وزید
هوش مصنوعی: زمانی که این دل بیمار و ناتوان در معرض برکتهای او قرار بگیرد، نسیم دلانگیز رحمتش خواهد وزید.
تا ماه و آفتاب برین کاخ زر نگارخواهند روز و شب ز پی یکدگر دوید
هوش مصنوعی: تا زمانی که ماه و آفتاب بر این قصر طلایی بیدار باشند، شب و روز به دنبال یکدیگر خواهند دوید.
عمر تو همچو ماه نو ای آفتاب ملکبادا اگر چه قافیه دالست بر مزید
هوش مصنوعی: عمر تو مانند ماه نو است، ای خورشید سلطنت، که اگرچه در قافیه حرف "د" آمده، اما بر زیباییات افزوده شده است.