شمارهٔ ٩١ - وله
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یاد خراسان و حسرت فراق دوستان سخن میگوید. او بیان میکند که یاد خراسان در دلش جرقهای از اشک و غم ایجاد میکند و آتش عشقش به وسعت آسمان شعلهور است. اگرچه از دوستانش دور است و با غم و اندوه زندگی میکند، اما به طور مداوم به شراب و نالههای موسیقی روی میآورد. شاعر احساس تنهایی میکند و به درد دل خود با خدای خود میپردازد و از تقدیر ناشناسی که او را از دوستانش جدا کرده، گله دارد. او با واسطهای به دوستش پیام میدهد که اگر روزی به وصالش نائل نشود، عذرش را بپذیرد.
مرا چو یاد خراسان گذر کند بضمیرز خون دیده کنم همچو لاله برگ زریر
هوش مصنوعی: وقتی که یاد خراسان در ذهنم میآید، از چشمانم اشک میریزد و مانند لالهای که بر روی زمین افتاده، احساس درد و دلسوزی میکنم.
چنانم آتش دل بر فلک زبانه زندکه یک شرر بود از شعله هاش چرخ اثیر
هوش مصنوعی: دل من چنان شعلهور است که آتش آن به آسمان میرسد و هر جرقهاش میتواند بر افلاک تأثیر بگذارد.
اگر چه بیرخ احبابم وز چرخ نفوروگرچه با غم اصحابم و هزار نفیر
هوش مصنوعی: اگرچه از دوستانم دور هستم و از دنیا بیزارم و اگرچه با غم و اندوه همراه هستم و صدای دلخراش فراوانی دارم،
ولی شراب و ربابم مرتبست مدامشراب خون دلست و رباب ناله زیر
هوش مصنوعی: شراب و ساز من همیشه حاضر است، شرابی که سردرگمی و غم را به همراه دارد و نغمهام پر از آه و غم است.
مرا که یکنفس از دوستان نبود شکیبمرا که بیرخ جانان دمی نبود گزیر
هوش مصنوعی: برای من که هیچگاه از دوستانم آرامش نداشتم و لحظهای بدون جانان تحمل نکردم، راه فراری وجود ندارد.
بصورتی فلک افکند دور ازیشانمکه عقل خیره بماند در آن گه تصویر
هوش مصنوعی: به صورت ناگواری، سرنوشت مرا از آنها دور کرده است، به گونهای که عقل من در آن لحظه از شگفتی حیران مانده است.
بصد حیل طلب وصل دوستان کردمولی بحیله دگرگون نمیشود تقدیر
هوش مصنوعی: به هزار راه و شگرد برای رسیدن به وصال دوستان تلاش کردم، اما سرنوشت با حیلههای من تغییر نمیکند.
پیام ابن یمین ای نسیم باد صبابگوی بر سر بالین یاریک شبگیر
هوش مصنوعی: ای نسیم باد صبا، پیام ابن یمین را به یارم برسان، وقتی که شب به سر بالینش نشستهام.
که گر حیات بماند بوصل با ز رسیمور از تو دور بمیریم عذر ما بپذیر
هوش مصنوعی: اگر عمر باقی باشد و به وصالت برسم، وگرنه اگر از تو دور باشم و بمیرم، لطفاً عذر ما را بپذیر.