شمارهٔ ١۴۵ - ایضاً
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به شکایت و درد دل شاعر از بیوفایی و ظلم زمانه پرداخته است. شاعر از سپهر (آسمان) میپرسد که تا کی به او و گروهش جفا خواهد کرد. او میگوید که چشمش از غبار آستان سفلگان (پستترها) خسته است و از بیمهریها به ستوه آمده. شاعر به بیگانگی و غمهای پیوستهاش اشاره میکند و از زندگی پر از رنج خود مینالد. او از نداشتن صفا از معشوقش گلایه کرده و میپرسد که تا کی باید این حال را تحمل کند. همچنین به ناامیدی از دنیای بیرحم و بیبخشش اشاره میکند و از بیاعتنایی به فضل و هنر میزند. در نهایت، او از کژرویهای زمانه و بیفکری مردم شکایت کرده و از بیعدالتی و ناپایداری در جهان سخن میگوید. این متن به نوعی عذاب و درد انسان در برابر ناملایمات زندگی و سرنوشت را به تصویر میکشد.
ای سپهر بیوفا با ما جفا تا کی کنیبا گروه پر جفا آخر وفا تا کی کنی
هوش مصنوعی: ای آسمان بیوفا، تو با ما سختی و ظلمی را تا چه زمانی ادامه خواهی داد؟ در نهایت، وقتی که این گروه ناپسند وفایی ندارند، تو چه زمانی قرار است وفا کنی؟
چشم ما را از غبار آستان سفلگانتا چه مدت سرمه سازی توتیا تا کی کنی
هوش مصنوعی: چشممان تا چه زمان باید از گرد و غبار درِ انسانهای پایینمرتبه پاک شود و تو هنوز مشغول ساختن سرمه با توتیا هستی؟
گر شدی بیگانه با من دست از کارم بدارهر زمانه با غمی نو آشنا تا کی کنی
هوش مصنوعی: اگر از من فاصله گرفتی و بیگانه شدی، دیگر در کار من دخالت نکن. هر زمان که با غمی جدید مواجه میشوم، تا کی باید این وضعیت ادامه داشته باشد؟
عمرم اندر رنج دل آخر شد و درمانش هستمیکشم دردی بامید دوا تا کی کنی
هوش مصنوعی: زندگیام با درد و رنج گذشته و در پایان به درمانش امیدوارم. تا کی باید این درد را تحمل کنم و منتظر معجزه باشم؟
چو نمییابم صفا از صفه نه طاق توبا من صوفی سریرت ماجرا تا کی کنی
هوش مصنوعی: اگر نتوانم از صفای تو بهره ببرم و احساس آرامش نکنم، پس چرا همچنان با صوفیوارگی خود، راز و ماجرا را پنهان میکنی و به من میسازی؟ تا کی ادامه میدهی؟
دون نوازی میکنی این سعی نا مشکور چیستآدمیزادی زهر مردم گیا تا کی کنی
هوش مصنوعی: تو با رفتار نیک و محبت به دیگران، در تلاش هستی، اما این تلاش شاید بیفایده باشد. ای انسان، تا کی میخواهی زهر و تلخی را در دل دیگران بکاری؟
هر لئیمی را بروی هر کریمی بر کشیاطلس و خارا بگو از بوریا تا کی کنی
هوش مصنوعی: هر فرد پستی و بیمقدار را به هر بزرگمقام و بخشندهای که برخورد کند، چنان میکند که به او ارزش دهد و او را بالا ببرد. اما با این حال، از او میپرسم که تا کی این کار را ادامه میدهی و به کسانی که در پایینترین سطح هستند، اهمیت میدهی؟
عالمانرا بیگناه از جاهلان آزرده ئیابن ملجم را عدوی مرتضی تا کی کنی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از ظلم و ستم جاهلان به فرهیختگان و دانشمندان سخن میگوید. او به نوعی بیان میکند که تا چه زمانی باید از فردی مثل ابن ملجم، که به امام علی (ع) آسیب رسانده است، رنج برداشت. او به چالش و انتقاد از نادرستیهایی اشاره میکند که بر عالمان و دانایان میگذرد.
بر سر بازار جمعی بی بصارت چون شبهگوهر فضل و هنر را بی بها تا کی کنی
هوش مصنوعی: در میان جمعی که بینش ندارند، مثل جواهراتی که به خاطر نادانی و بیخبری نمیتوانند ارزش واقعی خود را درک کنند، تا کی میخواهی فضیلت و هنر را بیارزش بدانی؟
شد ز بی سیمی چو زر رخسار ارباب هنرچند ازین اکسیر سازی کیمیا تا کی کنی
هوش مصنوعی: به خاطر بیتوجهی و غفلت، چهرهی زیبا و هنرمند مانند طلا درخشان شده است. چند تا از این معجون کیمیا را میخواهی بسازی و تا چه زمانی میخواهی این کار را ادامه دهی؟
هر کجا فرزانه ئی را از برای دانه ئیدر جهان سرگشته همچون آسیا تا کی کنی
هوش مصنوعی: هر جا که شخصی عاقل و دانا به دنبال رزق و روزی در این دنیا سرگردان باشد، تا چه زمانی میتوان این وضعیت را ادامه داد؟
ای مقامر طبع کژ رو بر بساط روزگاربا حریف راست باز آخر دغا تا کی کنی
هوش مصنوعی: ای کسی که در برابر روزگار به شکلی غیرمستقیم و منحرف رفتار میکنی، با دوستان راستین خود در این سفر زندگی چه مدت میخواهی به فریبکاری ادامه دهی؟
گلشن کام و مراد هر کجا نا بخردیاز گل و بلبل پر از برگ و نوا تا کی کنی
هوش مصنوعی: هر جایی که به شادی و خواستههایت دست یابی، بیخود و نادان نباش و از زیباییها و شادیها غافل نشوید. این لحظات زیبا را تا چه زمانی نادیده میگیری؟