شمارهٔ ١۴۶ - قصیده
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نسیم سحر خطاب میکند و از او میخواهد تا پیامی به شاه سلیمان برساند. شاعر با ستایش از سلیمان به خاطر مقام والایش و قدرتش در رسیدن به آرزوها و آرمانها میپردازد. او تأکید میکند که سلیمان، به عنوان شاهی از نژاد کیانی، باید در زندگی دنیا و حادثات آن نقش مؤثری ایفا کند. شاعر همچنین به ویژگیهای متعالی و بلبشوی دنیای فانی اشاره میکند و بیان میکند که در این دنیا تنها ذکر و یاد خداوند و بزرگی افراد است که ماندگار خواهد بود. در نهایت، شاعر با اشاره به زمین و زمان، بر بیوزنی آنها بدون وجود سلیمان تأکید میکند.
الا ای نسیم سحر گر توانیقدم رنجه کن یک سحر بی توانی
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، اگر میتوانی، لطفاً قدمی بردار و از این صبح بدون تو بیا.
ترا طول و عرض جهان دور نایدچو بهر سفر چرمه بیرون دوانی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که اگر در سفر به دوردستها بروی، ابعاد و وسعت جهان به تو نزدیکتر نخواهد شد و تو همچنان در دنیای خود باقی خواهی ماند.
ز شهباز مشرق بیکدم چو خواهیرسالت بعنقای مغرب رسانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به هدفی دور برسید، باید از کمالات و خصوصیات شخصی خود استفاده کنی و به سنجش و تلاش ادامه دهی.
سزد گر بری هم ز موری پیامیبعالیجناب سلیمان مکانی
هوش مصنوعی: اگر موری پیامی از خود بفرستد، شایسته است که آن را به سلیمان، که مقام والایی دارد، برسانی.
اگر بی وسیلت نیاری شد آنجاز من بشنو ای من ترا یار جانی
هوش مصنوعی: اگر نتوانی بدون وسائل و کمک به هدفی برسیدی، به آنجا برو و از من بشنو، ای کسی که من تو را چون جانی دوست دارم.
ز دریای طبعم یکی عقد گوهرببر نزد شاه جهان ارمغانی
هوش مصنوعی: از عمق وجودم یکی زنجیرهی باارزش را به عنوان هدیهای نزد شاه جهانی ببر.
سلیمان محلی که بی عقد خاتممسخر شدش ملک انسی و جانی
هوش مصنوعی: سلیمان در جایی که بدون استفاده از انگشترش، قدرت و سلطنت بر انسانها و جنیان را به دست آورد.
جهان کرم تاج شاهان عالمکه او را سزد بر شهان قهرمانی
هوش مصنوعی: جهان مانند کرمی است که برای پادشاهان بزرگ مناسب است و او را شایسته است که بر شاهان قهرمان بگذرد.
دل و دست او را توان گفتن الحقبهنگام در پاشی و زرفشانی
هوش مصنوعی: دل و دست او را میتوان در زمان دشواری و در لحظات سخت، به گفتن حقیقت و بیان حقیقت واداشت.
کز آن شرمسارست ابر بهاریوزین خاکسارست باد خزانی
هوش مصنوعی: ابر بهاری به خاطر نزول باران و زندگیبخشی خود شرمنده است و باد خزانی به خاطر پایین آوردن برگها از درختان احساس حقارت میکند.
جهاندار شاها توئی آنکه کیوانبر ایوان جاهت کند پاسبانی
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهان، تو هستی آن کسی که سیاره کیوان بر بالای کاخ تو نگهبانی میدهد.
بود چون سجلات قاضی گیتیمثالی که بر وی قلم را برانی
هوش مصنوعی: دنیا مانند دفتر کار قاضی است که در آن، سرنوشت و وقایع به ثبت میرسند، و تو میتوانی با قلم خود بر آن اثری بگذاری.
سپهدار میدان پنجم نیاردزدن روز رزمت دم پهلوانی
هوش مصنوعی: سردار میدان پنجم نمیتواند در روز نبرد به پهلوانی حمله کند.
شه اختران همچو ذره برقصدز شادی گرش بنده خویش خوانی
هوش مصنوعی: زمانی که شاه ستارهها همچون ذراتی از نور به خاطر شادی برقصند، اگر تو او را بنده خود بنامی.
بود زهره را بهر بزم تو دایمسماع ارغنونی شراب ارغوانی
هوش مصنوعی: زهره همیشه در جشن تو به تپش است و به رقص در میآید، همانند شرابی به رنگ ارغوان که شور و شوق را به ارمغان میآورد.
بکاری که کلکت میان را ببنددکند تیر گردونش همداستانی
هوش مصنوعی: کسی که بتواند دست خود را بر گردن دیگران بگذارد، میتواند بر او مسلط شود و با او همصدا گردد.
بس اندر صف پنجم این نجم مه راکه او را به پیکی بهرسو دوانی
هوش مصنوعی: در صف پنجم، بسیاری از ستارهها هستند که مه به آنها اشاره میکند و تو میتوانی به وسیله یک پیامرسان به آنها پیام برسانی.
ترا زیبد اندر جهان شهریاریکه هم شه نشانی و هم شهنشانی
هوش مصنوعی: در این دنیا، برای تو شایسته است که به مقام رهبری و سلطنت دست یابی، چرا که هم خود سلطنت را نمایندگی میکنی و هم نشانهای از عظمت سلطنت هستی.
نه هر کس که باشد بر او نام شاهیتواند شدن چون تو در شه نشانی
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند به مقام سلطنت برسد، بلکه برای رسیدن به این مقام باید ویژگیها و نشانههای خاصی داشته باشد که تو آنها را داری.
نگردد جهان پهلوان همچو رستمشغاد ار چه اصلش بود سیستانی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که حتی اگر کسی از نژاد و ریشهای بزرگ و معتبر باشد، مانند رستم که از سیستان است، باز هم نمیتواند همچون یک پهلوان بزرگ جهانی شناخته شود. یعنی صرف داشتن نژاد و اصالت کافی نیست و برای پهلوانی و بزرگی در دنیا باید شایستگی و ویژگیهای خاصی داشت.
عدو را طمع بود کو چون تو باشدخرد داستانی زدش باستانی
هوش مصنوعی: دشمن امیدوار است که کسی مانند تو با دانش و حکمت به میدان بیاید و به او پاسخ دهد که داستانها و حوادث گذشتگان را بازگو کند.
که ماند بقوس قزح راستی راکمان کهنه کژ مژ ترکمانی
هوش مصنوعی: وقتی که از قوس قزح سخن میگوییم، نماد زیبایی و رنگها به ذهن میآید، اما در اینجا به یک کمان قدیمی و کج اشاره شده که این تصویر جالب و خاصی را به وجود میآورد. این کمان کژ و مژ، نماد خاصی از زانوهای نامنظم و ویژگیهای خاص ترکمنهاست. بنابراین، این بیت ترکیبی از زیبایی و غم، و ویژهگیهای فرهنگی را به تصویر میکشد.
الا ای صبا چون بعالیجنابشرسی عرضه دار اینسخن گر توانی
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، وقتی به حضور آن بزرگوار رسیدی، این سخن را به او برسان اگر می توانی.
کزین پیش نظمی علی حسن رابمدح شهی از نژاد کیانی
هوش مصنوعی: به خاطر وجود نظم و ترتیب در شخصیت علی حسن، از او به عنوان ستایشگری برای پادشاهی از نسل کیانی یاد میشود.
فتادست و گشتست مشهور نظمشبخوبی الفاظ و لطف معانی
هوش مصنوعی: او به زمین افتاده و به زیبایی و مهارت در الفاظ و معانی معروف شده است.
شنیدم که از پایمردی این نظمبدست آمدش بدره ها زرکانی
هوش مصنوعی: شنیدم که به دلیل تلاش و پیگیری، این اثر به دست آمده و نتیجهاش به گونهای است که گنجهایی از طلا به همراه دارد.
بمدح تو ابن یمین نیز کردستدر آن راه با طبع او هم عنانی
هوش مصنوعی: ابن یمین نیز در ستایش تو گام برداشته و با روح و ذاتی که دارد، در این مسیر همراستا شده است.
علی حسن گر درین عهد بودیچو دیدی ز من بنده این خوش بیانی
هوش مصنوعی: اگر علی حسن در این زمان بود و میدید که من به این زیبایی سخن میگویم، چه احساسی پیدا میکرد.
بخاک جنابت که در پیش نظممکه گوئی مگر هست آب از روانی
هوش مصنوعی: به خاک تو که در برابر چشمانم است، میگویید که گویی آب از جوی روان نیست.
بنفشه صفت سر بسر گوش گشتیورش همچو سوسن بدی ده زبانی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک دختر میپردازد که چشمانش مانند گل بنفشه و چهرهاش همچون گل سوسن است. او به خود میبالد که این دختر با زیباییاش، در دلها جا دارد و با کلام شیرین خود دیگران را مجذوب میکند.
مرا با چنین طبع چون آب و آتشکزو در شگفت اند قاصی و دانی
هوش مصنوعی: با چنین طبیعتی که چون آب و آتش است، مرا در حیرت و عجیب نشانده است، تو هم خوب میدانی و درک میکنی.
چرا از جهان هیچ بهره نباشدنه جاهی نه مالی نه آبی نه نانی
هوش مصنوعی: چرا باید از دنیا هیچ استفاده ای نداشته باشیم؟ نه جایی برای زندگی، نه ثروتی، نه آبی برای نوشیدن و نه نانی برای خوردن؟
منم کز منت در جهان ذکر باقیبماند وگرچه جهان هست فانی
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر لطف و محبت من، نام و یادم در دنیا باقی خواهد ماند، هرچند که این دنیا زودگذر و فانی است.
گرم حال ازین به توان کرد به کنوگر زین بتر میکنی هم تو دانی
هوش مصنوعی: اگر میتوانی در این شرایط خود را گرم و سرحال نگهداری، این خوب است؛ اما اگر بدتر از این میشوی، خودت بهتر میدانی.
زمین چو نزمان تا نگردد سبکروزمان چون زمین تا نگیرد گرانی
هوش مصنوعی: زمین تا زمانی که سبک و آزاد باشد، مانند آسمان است و وقتی که سنگین و پر از بار شود، شبیه زمین میگردد.
زمان و زمین بی وجودت مباداکه ماه زمینی و شاه زمانی
هوش مصنوعی: مبادا که زمین و زمان بدون حضور تو باشد، که تو ماهی بر زمین و پادشاه زمانی.