شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و آرزوی وصال محبوب اشاره میکند. او میگوید که اگر به وصال محبوب دست یابد، در حقیقت تمام عمرش را به دست آورده است. او آماده است تا قلبش را در پای دوست بیافکند و اگر محبوب او را بپذیرد، این برایش افتخاری بزرگ خواهد بود. عشق او باید خالص باشد و از ترس دیگران آزاد باشد. شاعر جانش را فدای عشق شیرین محبوب میکند و میگوید حتی در میان زخمهای فراق، این عشق برایش مهمترین چیز است. او هیچ چیز دیگری جز وصال محبوب را نمیخواهد و حجابها و موانع را بیاهمیت میداند، زیرا تنها وصال محبوب برایش ارزشمند است.
بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مراحاصل عمر عزیز آن یکنفس باشد مرا
هوش مصنوعی: اگر فقط یک لحظه بتوانم به وصالش دست پیدا کنم، همین یک لحظه برای من گرانبهاترین و ارزشمندترین دستاورد زندگیام خواهد بود.
خواهم افکندن ز دست دل سراندر پای دوستگر زمن بپذیردش این فخر بس باشد مرا
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که به خاطر دوست، دل خود را در پای او بیندازم. اگر او این محبت و فداکاری را از من بپذیرد، برای من بزرگترین افتخار خواهد بود.
عاشقم بر روی جانان هر که خواهی گو بدانعشق او بر من حرام ار بیم کس باشد مرا
هوش مصنوعی: من عاشق چهره محبوبم هستم و هر چه دیگران بگویند، برایم مهم نیست. حتی اگر عشق او به من ممنوع باشد، از ترس هیچکس دلسرد نمیشوم.
بنده خاص ملک ز آنم که تا در روز و شبنی ز شحنه بیم و نی ترس از عسس باشد مرا
هوش مصنوعی: من بنده خاص پادشاه هستم و از این رو در روز و شب هیچ ترسی از نگهبانان و مأموران ندارم.
جان فدای شکر شیرین شور انگیز اوکز فراقش دست بر سر چون مگس باشد مرا
هوش مصنوعی: جانم را فدای زیبایی و شیرینی او میکنم، که وقتی از او دور میشوم، مثل مگسی که بر سر چیزی نشسته، دلم پرسه میزند و فقط به او فکر میکند.
با رخ او ننگرم در هر که کج طبعی بودبا گل ار خاطر بسوی خار و خس باشد مرا
هوش مصنوعی: من با زیبایی او دیگر به افرادی که طبع بدی دارند نگاه نمیکنم، زیرا اگر ذهنم به سمت خار و علفهای بیارزش برود، برایم مضر است.
تا نبیند بلبل طبعم گل رخسار اوگر جهان باغ ارم گردد قفس باشد مرا
هوش مصنوعی: اگر بلبل طبیعت من نتواند چهره زیبای او را ببیند، حتی اگر دنیا به باغ ارم تبدیل شود، برای من همانند قفس خواهد بود.
در سر من نیست الا وصل آن دلبر هوستا سرم بر جای باشد این هوس باشد مرا
هوش مصنوعی: در ذهن من تنها یک آرزو وجود دارد و آن وصال محبوبم است. تا زمانی که سرم بر جا باشد، همین آرزو برایم اهمیت دارد.
در میان ما حجاب ابن یمین افتاد و بسگر شود یکسر به جانان دسترس باشد مرا
هوش مصنوعی: میان ما پردهای افتاد و هیچ چیز دیگری نیست. اگر این پرده برطرف شود، میتوانم به معشوق دسترسی پیدا کنم.