شمارهٔ ۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عشق و longing میپردازد. شاعر از محبوب خود میخواهد که غم و اندوه را از او دور کند و به او خبر وصال و دیدار بدهد. او به زیبایی محبوب و تاثیر آن بر خود اشاره میکند و میگوید که برای عشق او حاضر است هر چیزی را فدای او کند. همچنین، شاعر از ناامیدی خود در جستجوی وفا در عشق شکایت میکند و بر این نکته تأکید میکند که آیا ممکن است انسانهای بزرگ و قدرتمند همانند شاهان از عشق و محبت دور شوند. در نهایت، شعر حالتی از درد و آرزو را به تصویر میکشد و نشاندهنده عواطف عمیق انسانی است.
بیا ماهرویا شکر لب نگاراگشایش ده از بند غم جان ما را
هوش مصنوعی: ای زیبای دلربا، بیا و با لبهای شیرینت، غم و اندوه جان ما را از بین ببر و آزادمان کن.
صبا گر رساند بما بوی وصلتدهم جان بشکرانه باد صبا را
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبح بویی از وصال محبوب را به ما برساند، برای شکرگزاری جانم را فدای نسیم خواهیم کرد.
گرم سرمه از خاک پای تو باشدنیارم بچشم اندرون توتیا را
هوش مصنوعی: اگر سرمهای که در چشمانم میزنم از خاک پای تو باشد، هیچ گاه به چشمانت کُحَل نمیزنم.
نمائی بخونم خط و هر دو چشمتگواهی دهند ای پسر صد بلا را
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از خط نوشتهی تو بخوانم و هر دو چشمت به من تصدیق کنند، ای پسر، همهی دردها و مشکلات را میبینم.
بگفتار ایشان مکن کار با منلانی اراهم شهودا سکارا
هوش مصنوعی: با حرفهای آنها کاری نداشته باش، چرا که من حالاتی از راستی را میبینم که مانند مستی است.
من و گریه و آه ازین پس چو دلبرنخواهد جزین آب و جز این هوا را
هوش مصنوعی: از این به بعد من فقط با گریه و آه زندگی میکنم، چون محبوبم دیگر نمیخواهد هیچ چیز جز این آب و این هوا را.
وفا جستم از وی زهی سعی باطلچه دانند خوبان طریق وفا را
هوش مصنوعی: من برای او وفا ورزیدم، اما این تلاش بیهودهای بود؛ زیرا کسانی که نیکوکارند، راه وفا را نمیدانند.
ز کوی خود ابن یمین را چه رانینرانند شاهان ز درگه گدا را
هوش مصنوعی: چرا ابن یمین را از خانهاش طرد میکنی، در حالی که حتی شاهان هم گدایان را از درگاه خود نمیرانند؟