شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احوال دل شاعر میپردازد. شاعر از زلف وایل موهای معشوق که عطری خوش و خاصیت نیلوفر را دارد، سخن میگوید و زیبایی چهرهاش را مثل ماه و خط سبز او را منحصر به فرد میداند. او به حسادت آفتاب نسبت به زیبایی معشوق اشاره میکند و غم عارض و زلف او را دام بلا توصیف میکند. شاعر از معشوق درخواست نگاهی میکند تا شاید از غم دل رهایی یابد و به تاثیر زیبایی او بر دل خود اشاره میکند. در نهایت، بیان میکند که چشمان دلسپردهاش به زیبایی معشوق معطوف است و توجهش به اصل هنرمندی خداوند جلب شده است.
زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاستپیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست
هوش مصنوعی: زلفهای عطرآگین تو سبب میشود که مشکلات و دشواریها در سایه زیباییات رنگ ببازند و هر نوع گفتگو درباره دلربایی و جذابیتت نادرست به نظر میرسد.
لعل نوشین تو دارد صفت آبحیاتخط مشکین ترا خاصیت مهر گیاست
هوش مصنوعی: لبهای نوشین تو همانند لعلهایی است که زنده کنندهاند و خط مشکین تو هم مانند خاصیتی است که به گلهای خوشبو میبخشد.
چشم بد دور از آنروی چو ماه و خط سبزکه بر آئینه تو گوئی مگر آه دل ماست
هوش مصنوعی: از خیالت دور باد چشمهای بد، تو چنان رویی داری که همچون ماه میدرخشد و خط سبز زیبایی بر رویت است، گویی فقط آه دل ما در آئینه تو منعکس شده است.
آفتاب فلک ار روی بروی تو کنداز حسد همچو مه نوفتد اندر کم و کاست
هوش مصنوعی: اگر آفتاب آسمان بخواهد به خاطر حسادت بر چهرهی تو بتابد، مانند ماه نو خواهد شد و در نور و زیباییاش کاستی خواهد یافت.
در غم عارض خورشیدوشت جان و دلمگر چه از زلف تو آویخته دام بلاست
هوش مصنوعی: غم چهرهی تو مانند آفتاب بر دل و جانم سنگینی میکند، هرچند که به زلف تو گرفتار شدهام و در دام مشکلات و سختیها گرفتارم.
گر نجات دل اینخسته ز غم میطلبینظری کن که اشارات تو قانون شفاست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل خستهام را از غم نجات بدهی، فقط کافیست نگاهی به نشانههای تو بیندازم که خودشان معیاری برای شفا هستند.
طمع از دانه خالت نبرد مرغ دلمگر چه از زلف تو آویخته دام بلاست
هوش مصنوعی: دل من هرگز امیدی به دانهای که تو میخواهی، ندارد، هرچند که باند زلف تو، چادر بلا و مشکلات را برایش فراهم کرده است.
هست بر حال دلم ناله شبگیر گواهخود ترا بر دل من بنده چه حاجت بگو است
هوش مصنوعی: در دل من دردی وجود دارد که شبانهروز به آن ناله میکنم و این درد تنها گواهی بر عشق من به توست. نیازی نیست که من به تو بگویم، تو خود میدانی که دلِ این بنده چه حالتی دارد.
تا بقصد دلم آنماه کلهدار کمربست بر هیچ مرا پیرهن صبر قباست
هوش مصنوعی: هنگامی که آن ماه زیبا با کمر بسته به سمت دل من آمد، هیچ چیز نمیتوانست من را به صبر و شکیبایی وادار کند.
من نه تنها نگران رخ چونماه ویمجمله صاحبنظران مینگرند از چپ و راست
هوش مصنوعی: من فقط نگران زیبایی چهرهام نیستم، بلکه همه صاحبنظران از هر طرف به من نگاه میکنند.
نظر ابن یمین نیست بر آنعارض و خالنظر او همه بر نازکی صنع خداست
هوش مصنوعی: ابن یمین به چیزهای زودگذر و سطحی توجهی ندارد و تمامی نگاهش به زیبایی و ظرافت آفرینش خداوند است.