شمارهٔ ۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و عشق شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر میگوید کسانی که در دوران او صاحب نظر هستند، وقتی در کوی معشوق گرد هم میآیند، در مستی عشق او فراموش میکنند که چه کسانی هستند. آنها در غم معشوق غرقند و هیچ آگاهی از وضعیت خود ندارند. شاعر به وجود افرادی که از عشق و دلدادگی آگاهی ندارند اشاره میکند و از آنها به عنوان بیخبران یاد میکند. همچنین، او به ناتوانی در فرار از طعنهها و انتقادهای بدگویان اشاره کرده و تأکید میکند که این انتقادها از کسانی است که خود هیچ درکی از عشق ندارند. به طور کلی، این شعر به تضاد بین عشق واقعی و بیخبری اطرافیان میپردازد.
آنها که درین دوران صاحبنظران باشندچون بر سر کوی او با هم گذران باشند
هوش مصنوعی: کسانی که در این زمان به علم و نظر مشهور هستند، وقتی در کوی او با یکدیگر ملاقات میکنند، صحبتهایشان پر از معنا و تأمل است.
در مستی عشق او گر باخبرند از خودنزدیک خبرداران از بیخبران باشند
هوش مصنوعی: وقتی در مستی عشق او باشم، اگر کسانی از حال من باخبر شوند، آن وقت نزدیکان و کسانی که از من خبر دارند، نسبت به دیگران که از حال من بیخبرند، در حقیقت در سطحی پایینتر قرار دارند.
در بحر غمش غرقم آنها چه خبر دارندکز لجه این دریا مانده بکران باشند
هوش مصنوعی: من در دریای غم خود غرق شدهام، ولی دیگران هیچ نمیدانند که در این عمق، مشکلات و رنجها باقی ماندهاند.
گر خسرو پرویز است فرهاد زمان گرددجائیکه درو یکسر شیرین پسران باشند
هوش مصنوعی: اگر خسرو پرویز وجود داشته باشد، فرهاد زمان به جایی میرسد که در آن کاملاً شیرین و فرزندان او باشند.
ای باد بگو با او کز سوختگان خودبشنو سخنی کایشان صاحبنظران باشند
هوش مصنوعی: ای باد، به او بگو که از دل سوختگان بشنود سخنانی که آنها از نظرشان بسیار ارزشمند و گرانبهاست.
بر ابن یمین عشقت گر عیب همی دانندآنها که کنند اینعیب از بیهنران باشند
هوش مصنوعی: اگر کسانی به عشق تو عیب بگیرند، بدان که خودشان از نادانان هستند و هیچ گاه نمیتوانند از عشق حقیقی آگاه شوند.
از طعنه بدگویان ناچار گذر نبودعیسی چه محل دارد جائی که خران باشند
هوش مصنوعی: در برابر سخنان طعنهآمیز افراد بدگو چارهای جز گذر نیست؛ عیسی که جایگاهش بالا و مقدس است، در جایی که خرها جمع شدهاند، چه ارزشی دارد؟