تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۱۰۶

تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کردبس غالیه سائی که نسیم سحری کرد
در معرض بالای بلندت بسوی سروهر کس که نظر کرد ز کوته نظری کرد
زد با دهنت غنچه ز خود لاف و از اینرویدر پیش ریاحینش صبا پرده دری کرد
ایدل مرو اندر پی آن ترک پریوشکایام بغم مدت عمرم سپری کرد
دیوانگیی باشد اگر مردم عاقلگویند که سر در سر سودای پری کرد
واجب بود آواره شدن از وطن خویشآنرا که طلبکاری یاری سفری کرد
شد شهره بشیرین سخنی ابن یمین زانکش طوطی جانرا لب لعلت شکری کرد