شمارهٔ ۱۴۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تفسیر احساسات و تجربیات عاشقانه خود میپردازد. او بیان میکند که هر کسی که از کنار معشوقش میگذرد، به دلیل سادگی، خود را در عذاب و رنج میبیند. کسی که دل به زیبایی معشوق میدهد، خود را در برابر تیر بلا محافظت میکند. شاعر میگوید که روزی که به جمال معشوق خیره شده، دیگر قادر به تحمل غم نبوده است. هر گناه و فتنهای که از زیبایی چشم معشوق بوجود میآید، او را روشن و واضح میسازد. همچنین شاعر به زیبایی و عطری که از معشوقش پراکنده میشود اشاره میکند، و در پایان از حال خود میگوید که به ناگاه به جایی رفته و به نوعی به مسافرت رفته است.
هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرداز ساده دلی روی ز جنت بسقر کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به طور سادهدلانه از کنار محل تو عبور کرد، در واقع به راحتی به بهشت را ترک کرده و به جهنم رفته است.
و آنکو بکمان گوشه ابروی تو دل دادبر رهگذر تیر بلا سینه سپر کرد
هوش مصنوعی: آن کسی که به دلخوشی و محبت تو دل باخته، در راهی که به سوی تیر بلا میرفت، سینهاش را مثل سپر برای محافظت از خود آماده کرده است.
گفتم که ز دست غم تو جان نبرد دلآنروز که چشمم بجمال تو نظر کرد
هوش مصنوعی: گفتم وقتی که به خاطر غم تو جانم را از دست دادم، آن روزی بود که چشمانم به زیبایی تو افتاد.
هر فتنه که چشم خوشت افکند در آفاقشد روشنم از روی تو کان دور قمر کرد
هوش مصنوعی: هر مشکلی که زیباییهای تو در دنیا به وجود آورد، باعث روشنایی من شده است. زیبایی تو مانند دور قمر درخشان است.
گل از رخ زیبای تو میداد نشانیزین مژده صبا در دهنش خرده زر کرد
هوش مصنوعی: گل به خاطر زیبایی تو نشانهای از خود به جا میگذارد، و نسیم صبحگاهی در او جواهراتی کوچک به ودیعه گذاشته است.
باد از شکن زلف تو بوئی بختا بردآهو ز حسد نافه پر از خون جگر کرد
هوش مصنوعی: باد از زلفهای تو بویی میآورد که شانس زود میرود. آهو به خاطر حسد، نافهای پر از خون جگر میکند.
در یاب کنون ابن یمین را که به ناگاهپرسی که کجا رفت بگویند سفر کرد
هوش مصنوعی: اکنون به ابن یمین توجه کن، چرا که ناگهان میپرسد کجا رفته است و پاسخ میدهند که سفر کرده است.