شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و غم عشق اشاره دارد. شاعر از دوری معشوقش شکایت میکند و میگوید که زیبایی او مانند ماه است و نورش ظلمت را از بین میبرد. او به شدت دیوانهوار عاشق زلف و جمال معشوقش شده است و بین عشق و جنگ، او را محبوبترین میداند. شاعر همچنین به درد و زخمهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که حاضر است با همه مشکلات کنار بیاید. در نهایت، او از معشوقش میخواهد که نزد او بیاید و به زندگی شادی و شوق ببخشد.
ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگچون بسر میبری ایام درین کلبه تنگ
هوش مصنوعی: ای که از دید من پنهانی و در دل من عشق جوانه زده است، چگونه در این کلبه کوچک، روزها را میگذرانیم؟
گشت ز آئینه جان عکس رخت ظاهر از آنکصیقل نور تو بزدود ازو ظلمت زنگ
هوش مصنوعی: تابش نور تو از آئینه جان، تصویر چهرهات را نمایان کرد؛ زیرا روشنی تو ظلمت و کدورت را از بین برد.
چشم بد دور چه زیباست بر آن روی چو ماهپیکر سنبل عنبر نفس غالیه رنگ
هوش مصنوعی: چشم بد دور، چه زیبایی دارد آن صورت که مانند ماه میدرخشد و همچون سنبل با عطر دلانگیز و رنگ غالیهای دارد.
تا ز زنجیر سر زلف تو دیوانه شدمشادم ایجان که مرا نه غم نامست نه ننگ
هوش مصنوعی: من از زنجیرهای زیبایی موی تو به دیوانگی رسیدم و خوشحالم که نه غمی از شهرت دارم و نه از رسوایی.
تو اگر صلح و گر جنگ کنی محبوبیخوشتر از صلح کس دیگرم آید ز تو جنگ
هوش مصنوعی: اگر تو صلح کنی یا جنگ، در هر صورت برای من محبوب هستی. هیچ کس دیگری نمیتواند محبوبتر از تو باشد، حتی اگر به جای آرامش جنگ کنی.
از سر کوی تو گفتم بسلامت برومخود در آمد ز قضا پای دل زار بسنگ
هوش مصنوعی: از کوی تو خداحافظی کردم تا به سلامت بروم، اما تقدیر این بود که پای دل شکستهام به سنگ خورد و نتوانستم بروم.
گوهر وصل تو در کام نهنگست ولیکدر نهم گام و برون آورم از کام نهنگ
هوش مصنوعی: وصال تو مانند جواهر در دهان نهنگ است، اما من با تلاش وارد میشوم و آن را از دهان نهنگ بیرون میآورم.
بس که خوارم چو نی از قول مخالف دم توهر رگی ناله دیگر کندم راست چو چنگ
هوش مصنوعی: از بس که از حرفهای مخالف زخم خوردهام، مانند نیی که ناله میکند، هر رگ و ریشهام صدای دیگری از خود درمیآورد، درست مانند چنگی که به صدا درمیآید.
دم عصمت مزن و تازه برون آی ز پوستروشنست ابن یمین را که تو بس شوخی و شنگ
هوش مصنوعی: به عصمت و پاکی خود اصرار نکن و بهطور تازه و تازهنفس بیرون بیا، چراکه ابن یمین به پوست و ظاهری روشن اشاره میکند و تو در حقیقت، بیشتر شوخی و شاداب هستی.