شمارهٔ ۱۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از خالی که بر صورت معشوق مانند خالهای زیبای مشکی جلوهگر است، سخن میگوید و بوی خوش زلفهای او را تقدیر میکند. او به طرز هنرمندانهای زیبایی معشوق را با وصف طوطی که خط او را در گرد لبش میبرد، تشبیه میکند. شاعر همچنین میگوید که نمیتواند زیبایی و جذابیت معشوق را با هیچ چیز دیگری مقایسه کند و با وجود تمام این زیباییها، معشوقی با روی سیاه هنوز هم دلربا و جذاب است. در نهایت، شاعر به مقام و یاد معشوق به مدت صد سال اشاره میکند که این beauty فراموشنشدنی است.
ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشکوی نگاریده بر اطراف قمر دال ز مشک
هوش مصنوعی: ای دل، با دقت و توجه به گلهای زیبای لاله در دشت نگریستهام، چرا که عطر خوشی چون مشک از آنها به مشام میرسد. همچنین، در اطراف قمر، خطهایی چون دال ساخته شده که برایم یادآور زیبایی است.
بوی خوش میدمد از زلف گره بر گرهتنفس خوش دمد آری بهمه حال ز مشک
هوش مصنوعی: عطر خوشی از موهای پیچیدهات به مشام میرسد و نفسهای خوشی بههمراه دارد، چیزی شبیه بوی مشک که همه را جذب میکند.
طوطی خط تو بر گرد لب چون شکرتهمچو زاغیست بر آورده پر و بال ز مشک
هوش مصنوعی: پرندۀ زیبایی چون طوطی که خطوطی زیبا بر لبانت نقش بسته، شبیه زاغی است که بال و پرش از مشک خیزران ساخته شده است. این تصویر نشاندهندهی زیبایی و جذابیت توست.
بنده خط سیاهم که بر آن روی چو ماهبر کشیدی ز پی فرخی فال ز مشک
هوش مصنوعی: من غلام آن خط سیاه هستم که بر روی چهرهات که چون ماه میدرخشد، کشیدهای و به خاطر خوشبختیام بر اثر عطر گلابی که به آن میزنم، فال میزنم.
من نگویم که رخت ماه دو هفته است از آنکبر رخ مه نتوان دید خط و خال ز مشک
هوش مصنوعی: من نمیگویم که زیباییات تنها دو هفته است، زیرا بر چهرهی آن ماه نمیتوان نشانهها و جذابیتهای خاصی را دید که نمایان باشد.
با وجود رخ و زلف سیهت ابن یمینمه نبیند نکند یاد بصد سال ز مشک
هوش مصنوعی: با وجود چهره و موهای سیاه تو، ابن یمین نمیتواند با هیچ چیز دیگری مقایسهاش کند و به یادش نمیآید که آن را به مدت صد سال فراموش کند.