شمارهٔ ۱۸۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احوالات عاشقانه و درد دل شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از اشکهایی میگوید که مانند صبح و شفق بر چهرهاش ریخته شده و احساس درد و سوزش عاطفی را به تصویر میکشد. او بیان میکند که عشق و زیبایی معشوق بر جان او تاثیر گذاشته و زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده است. شاعر از زلف و خط و خال معشوق سخن میگوید و به قدرت و لطافت عشق اشاره میکند. در نهایت، او تأکید میکند که عشق، همچون شمع، پروانه را میسوزاند و این احساس عمیق را به راحتی نمیتوان نادیده گرفت.
روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفقریخت ز جز عم گهر لعل تو بر زرورق
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند صبح روشنی میدهد و اشک من مانند رنگ افق میریزد. این اشکها مانند دانههای درخشان لعل، بر روی کاغذ زرین میافتند.
تا دلت آتش فکند بر دل پر درد منشد بترشح برون جان ز تنم چون عرق
هوش مصنوعی: وقتی دل تو شعلهای بر دل پر درد من میافکند، جانم از بدنم مانند عرق خارج میشود.
گر رمقی داشتم زنده ببوی تو بودچون تو برفتی ز پیش بس بچه ماند رمق
هوش مصنوعی: اگر اندکی جان داشتم، به خاطر بوی تو بود. وقتی تو از پیش من رفتی، دیگر رمق و توانم کم شد.
عاشق قد توأم ای تو مسیحا نفسلیک چو مریم زراست می نتوان زد نطق
هوش مصنوعی: عاشق تو هستم ای جان؛ تو همچون مسیحایی. اما چون مریم، زبانم به بیان عشق نمیرسد.
داد صبا را مدد زلف و خط و خال توتا ز مثلت دهد عالم جانرا عتق
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی کمک کند تا زلف، خط و خال تو به عالم چنان جان ببخشد که انگار از قید و بند آزاد شده است.
گفتم و از مهر تو سوخت بباطل دلمگفت که پروانه را شمع بسوزد بحق
هوش مصنوعی: من به تو گفتم و از عشق تو دلدردم را تحویل گرفتم. دلم گفت که پروانه باید در کنار شمع بسوزد و این یک حقیقت است.
گر کند آنشوخ چشم دعوی خون بر دلمابن یمین گوید از بهر خوشآمد صدق
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق با ناز و کرشمه به من نگاه کند و دل من را به درد و خون وامیدارد، ابن یمین میگوید که این همه برای خوشآمد تو راست و درست است.