شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از لحظههای خوشی و لذت در زندگی صحبت میکند و دعوت به نوشیدن شراب و فراموشی غمهای روزگار میکند. او به زیبایی عشق و دوستداران اشاره میکند و از شادی در کنار یار صحبت میکند. شاعر میگوید که تا قیامت نمیخواهد از مستی و عشق دور شود و به شادی و طرب دعوت میکند. در نهایت، او از همنشینی و لذت بردن از لحظهها با دوستانش دعوت میکند.
ساقیا موسم آنست که می نوش کنیممحنت گردش ایام فراموش کنیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقت آن رسیده که دست به کار شویم و می نوشیم تا درد و رنج روزگار را فراموش کنیم.
خیز چون در چمن افتاد ز بلبل غلغلقلقل بلبله را یک نفسی گوش کنیم
هوش مصنوعی: برخیز و وقتی که در چمن صدای بلبل به گوش میرسد، لحظهای در سکوت بنشینیم و به زیبایی آن گوش فرا دهیم.
دوستکامی همه با یار کلهدار خوریمعیش در سایه آن سرو قبا پوش کنیم
هوش مصنوعی: دوستداشتن همه با یار خوشرو است و ما در سایه آن مجسمههای خوشfig؛ از خوشی لذت میبریم.
در ده آن رطل گران تا سبک از قوت میعقل را واله و سرگشته و مدهوش کنیم
هوش مصنوعی: در ده، سنگینی آن بار را چنان پایین میآوریم که با قدرت بیشتری، عقل را به شگفتی و سرگردانی بیندازیم.
از سر ما نرود تا بقیامت مستیگر می از ساغر لعل لب تو نوش کنیم
هوش مصنوعی: هیچ گاه از دل ما نمیرود حال خوشی که از نوشیدن شراب لب تو به ما دست میدهد.
تا بکی دیگ هوس از پی مهمان خیالبر سر آتش سودای تو پر جوش کنیم
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر آرزوی ملاقات با تو، در دل خود آتش شوق را شعلهور کنم و منتظر بمانم؟
روزها دست زدیم از غم عشقت بر سربامیدی که شبی با تو در آغوش کنیم
هوش مصنوعی: روزها از غم عشق تو، به شوق شبهایی میگذشتیم که در آغوش تو خواهیم بود.
کسوت حسن چو بر قد تو آراسته اندتا قیامت علم عشق تو بر دوش کنیم
هوش مصنوعی: لباس زیبایی که برای قد و قامت تو دوختهاند، تا روز قیامت ما علم عشق تو را بر دوش خود حمل خواهیم کرد.
خیز با ابن یمین شاد بعشرت بنشینتا نشاط و طرب امروز به از دوش کنیم
هوش مصنوعی: برخیز و با ابن یمین شاد زندگی کن و خوش بگذران تا امروز را با نشاط و سرور به بهترین شکل سپری کنیم و از دوش خستگیها و غمها برداریم.